سیر تاریخی حقوق مالکیت ادبی و هنری!

حقوق مالکیت فکری، مشتمل بر دو رکن مالکیت صنعتی و مالکیت ادبی- هنری می باشد. مالکیت صنعتی از اختراع­ها، طرح­های صنعتی، علائم تجاری یا خدماتی، اسامی تجاری، حق کسب و پیشه در تجارت و… محافظت می­کند و مالکیت ادبی و هنری از آثار ادبی و هنری و آفریده­های مرتبط با آن حمایت می­نماید.

n

جان مایة حقوق مالکیت فکری حمایت از حقوق پدیدآورنده اثر و ایجاد زمینه­ای مطمئن در جهت تشویق هنرمندان و صنعتگران برای خلق آثار بهتر است که در صورت تحقق چنین زمینه­ای بخش­های مختلف جامعه هم با آگاهی از  اصالت آثار، از فواید آن منتفع خواهند شد.


————————————-

موضوع مورد حمایت در این حقوق، آثار فکری و آفریده­های خلاقانة بشری می­باشد. ماده 2 معاهدة تأسیس سازمان جهانی مالکیت فکری فهرست نسبتاً جامعی از موضوعاتی که تحت حمایت حقوق مالکیت فکری هستند نام برده است که عبارتند از: ” آثار ادبی و هنری، علمی، اجراهای هنرمندان آثار نمایشی، آوا نگاشت­ها و سازمان­های ضبط و پخش، اختراعات در تمامی زمینه­های تلاش انسانی، کشفیات علمی، طرح­های صنعتی، علائم تجاری، مبدأ جغرافیایی کالا، حمایت در برابر رقابت غیر عادلانه، و تمامی حقوق دیگری که ناشی از فعالیت فکری در زمینه­های صنعتی، علمی، ادبی و هنری هستند.”

n

حقوق مالکیت ادبی و هنری یکی از دو بخش حقوق مالکیت فکری است که هدف آن حمایت و حفاظت از آثار ادبی، هنری و علمی می باشد. البته صاحب نظران و نویسندگان حقوقی کشور ما به جای “مالکیت ادبی و هنری” اغلب از “حق مؤلف”  استفاده می کنند؛ هرچند در نگاه اول به نظر می­رسد که حق مؤلف، ترکیب جامعی برای  مالکیت ادبی و هنری نیست و عنوان مؤلف، بیشتر برای نویسندگان به کار می­رود و ما به طور مثال عکاس مؤلف، یا مجسمه­ساز مؤلف نداریم، اما این مشکل به پیشینة تاریخی تدوین حقوق فکری بر می­گردد؛ چرا که اوایل، تنها کتاب­ها و نویسندگان مورد حمایت بودند و به تدریج، همراه با پیشرفت جوامع، دیگر مخلوقات و ابتکارات بشری هم در زمرة موضوعات مورد حمایت قرار گرفتند.در کشورهای انگلیسی زبان و آمریکا واژۀ “کپی رایت”،در آلمان واژۀ “urheberrecht ” که به معنای “حق نویسندگان” است و واژۀ “droit dauteur “ در فرانسه  در معنا و به جای مالکیت ادبی و هنری  استفاده می شود.[1]

n

تعریف های ذیل نمونه هایی از تعاریف حقوق دانان داخلی از این نوع مالکیت است:

n

1-     “حق مؤلف عبارت است از سلطه و اختیارات مؤلف بر اثرش که آن را خلق کرده یا به وجود آورده است.”[2]

n

2-”مجموعه حقوقی است که قانون برای آفریننده (خالق اثر) نسبت به مخلوق اندیشه و هوش او
می­شناسد. این حقوق عبارت است از حق انحصاری بهره­برداری از آفرینه (اثر) برای مدت محدود به سود آفرینندة آن و پس از مرگ برای ورثة او.”[3]

n

3-” در یک عقد معوض که موضوع آن مبادله مالکیت ادبی یا هنری یا امثال آنهاست معوض عبارت است از حق آفریننده و عوض عبارت است از مالی که به آفریننده برای استفاده از محصول اندیشه به نحوی از انحاء داده می­شود که نام آن پدیدآورانه است که اعم از حق­التأليف است چه حق­التأليف فقط در قلمرو مالکیت ادبی به کار می­رود. “[4]

n

4- در ماده 1 قانون حمایت از حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 نیز آمده است : “از نظر این قانون به مؤلف و مصنف و هنرمند، پدیدآورنده و به آنچه از راه دانش یا هنر و یا ابتکار آنان پدید می­آید بدون در نظر گرفتن طریقه یا روشی که در بیان و یا ظهور و یا ایجاد آن به کار رفته “اثر” اطلاق می­شود.”

n

همان گونه که از تعاریف ارائه شده استنباط می­شود حق مؤلف شامل دو حق معنوی و مادی يا مالی و اقتصادی است. حق معنوی حقی است كه پدیدآورنده را قادر می­سازد جهت حفاظت از ارتباط شخصی بین خود و اثر منتشره اش، اقدامات خاصی را اتخاذ کند.  مثلاً تنها خود او می‌تواند به عنوان پديدآورندة اثر نام برده شود و يا اجازه انتشار آن را داده يا مانع نشر آن شود و يا جلوی تحريف آن را بگيرد، در حالی كه حق مادی، جنبه بهره‌برداری مالی و تحصيل منفعت تجاری را در نظر دارد، به اين معنا كه مشاراليه می‌تواند آن را  نزد عموم عرضه نمايد. حق اخير بر خلاف حق معنوی، قابل انتقال و معامله است.

n

در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی و مدنی و سیاسی نیز بهره­مندی از منافع مادی و معنوی و لزوم اتخاذ تدابیر مناسب توسط دولتها جهت تامین حفظ، توسعه و ترویج آثار ادبی و هنری مورد تأكيد قرار گرفته است. و برگزاری چندین کنوانسیون جهانی و منطقه­ای  در این رابطه،گویای توجه جهانی نسبت به این مسأله است.

n

در حقوق آمریکا نیز کپی رایت “نوعی حمایت قانونی از آثار ادبی و هنری اصیل” تعریف شده[5]، و بر این فرض استوار است که” هیچ یک از دارایی­های فرد به اندازه محصولات فکری­اش مختص او نیست” در این سیستم، کپی رایت زمانی موجودیت می­یابد که مؤلف بتواند کلمات و واژه­های خود را به طور محسوس مرتب کرده و به شکل مکتوب درآورد؛ مثل زمانی که یک کتاب یا مقاله با ماشین تحریر یا دست نوشته یا دیکته شود.[6]

n

با توجه به تعاریف قانونی و حقوقی می­توان گفت که حق پدیدآورنده (حق مؤلف) عبارت است از حق مشروع و قانونی و دارای ضمانت اجرایی که برای حفظ حقوق مادی و معنوی پدیدآورنده و بهره­برداری از این حقوق به پدیدآورنده آثار اصیل و ابتکاری تعلق می­گیرد.

n

مالکیت ادبی و هنری، گذشته­ای به قدمت پیشینة فرهنگ و تمدن بشری دارد. گذشته­ای مبهم که تنها حکایات آمده در کتاب­های گذشتگان، ما را متمایل به اندیشه وجود حقوق مالکیت ادبی و هنری در ادوار گذشته می­نماید. به تعبیری ” این حقوق از زمانی که انسان توانسته قلم و یا قلم­مویی در دست بگیرد وجود داشته است ” [7]، یا به تعبیر دیگر از زمانی که نخستین شعر، داستان، طرح و یا هر اثری که به سرقت رفت، بو جود آمده است. در عین حال، قوم نگاران نیز این نظریه را مطرح کرده­اند که : ” در دوران های اولیه تاریخ بشر نیز مفهوم مالکیت ادبی به نوعی وجود داشته است”.[8]

n

در ذيل به تفضيل سير وجودي اين نوع مالكيت را دنبال مي كنيم:

n

 

n

الف: در حقوق بین الملل

n

سير مالکیت ادبی و هنری در حقوق بین الملل داستان پیچیده­ای دارد که تکامل مرحله­ای و دراز مدت بشر به سوی حاکمیت قانونی بر موضوعات عمومی و خصوصی را نمایان می­کند. در مورد جزئیات آن اتفاق نظر کاملی وجود ندارد چرا که اختلاف نظری که در مورد ماهیت حقوقی مالکیت ادبی و هنری یا حق مؤلف وجود داشت در نوع نگاه به تاریخچه و گذشته این حقوق هم تأثيرگذار بوده و باعث شده حقوق دانان چشم­اندازهای متفاوت و مختلفی به این گذشتة مبهم داشته باشند. برای نمونه کسانی که منشاء حقوق فکری را حقوق طبیعی قلمداد می­کنند، پیشینه و وجود آن را در همة جوامع و در همه ادوار تایید می­نمایند؛ در حالی که عده­ای دیگر تنها زمانی که این حقوق داخل در حقوق موضوعه  شده است را مبنای گذشته آن بر می­شمارند.با این توضیح در سطور بعدی فارغ­ از اندیشه­های مطرح شده، ما به نشانه­هایی هر چند کوچک که دال بر توجه و اهمیت گذشتگان به حقوق پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری باشد، و به نوعی می­توان آن­ها را منشاء و سرچشمه این حقوق به حساب آورد، می پردازیم؛ سپس از چگونگی شکل گیری حمایت از این حقوق در قوانین ملی و نهایتاً در حقوق بین الملل بحث خواهیم کرد.

n

1- دوران باستان

n

درباره وجود حق مؤلف در عهد باستان، مستند به مطالعات محققی به نام خانم ” داک” موردی نقل شده که مربوط “سیسرون” خطیب توانای رومی است. او در نامه­ای به دوست ناشر خود، ” آیتکوس”، از اینکه بدون رضایت او به شخصی به نام ” بالبوس” اجازه داده تا یکی از آثار او را که هنوز درباره انتشارش تصمیمی نگرفته بود رونویسی نموده و سپس منتشر سازد، او را ملامت کرده است. خانم” داک” بر این باور است که حق نشر اثر به عنوان یکی از مصادیق حقوق معنوی در عهد باستان، در روم قدیم وجود داشته است اما دلیل فقدان متن قانونی در این زمینه را منزلت مطلوب اجتماعی نویسندگان در آن زمان و دریافت پاداش­های نقدی و در نتیجه، بی­نیازی آنان از رسمیت بخشیدن به امتیازات مکتسبه دانسته است.[9]

n

در تاریخ یونان باستان هم آمده است هرمودرو که از شاگردان افلاطون بوده و از محضر او استفاده
می­کرده، یادداشت­های درسی نگاشته شده در محضر استاد را بدون اجازه او در سیسیل به فروش می­رسانده، و این عمل شماتت اهل علم و ادب آن دوره و خشم مردم را نیز برانگیخته است.[10]

n

استناد دیگری نیز که خانم “داک” به آن اشاره کرده است مکاتبات ” پلین­لوژن” نویسنده رومی قرن دوم میلادی است که در آن نویسنده امکان انتشار نامه­ها و همچنین برخی دیگر از نوشته­های خود را مورد بحث قرار داده، و نتیجه گرفته است که بدون هیچ­گونه شک اجازه نشر اولین چاپ اثر به نویسنده اثر تعلق داشته است.[11]

n

مفهوم اجازه گرفتن از مؤلف یا وارثان او برای تکثیر اثری که قبلاً توسط مؤلف منتشر گردیده، یا مفهوم پرداخت مبلغی جهت به دست آوردن امتیاز تکثیر اثر یک مؤلف از جمله مفاهیمی هستند که می­توان در قوانین تالمودیک (یهودی) مشاهده کرد[12]. همچنین در تورات کتاب ارمیا نبی باب بیست و سوم، فراز سی آمده است،: “لهذا خداوند می­گوید اینک من به ضد این انبیایی که کلام مرا از یکدیگر می­دزدند هستم” و بدین ترتیب آنهایی که کلمات را به سرقت می­برند مورد سرزنش قرار می­گیرند.[13]

n

به نظر می­سد این نشانه­ها، دلایلی برای وجود این حقوق در عهد باستان باشد، هر چند آنگونه که باید و شاید این نشانه ها را نمی­توان آینة تمام نمای حقوق پدیدآورندگان در آن دوره پنداشت و به نتیجه­گیری قطعی­ای در این مورد دست پیدا کرد اما برای جوامع ابتدایی تا همین اندازه هم که آفریننده اثر، از این که آفریده ذهنی­اش، بدون اجازه او و توسط شخص دیگری به مردم عرضه می­شود، ابراز ناراحتی می­کند و یا برای اثر خود حقی مثل مالکیت قائل شده، ما را به این سمت سوق می­دهد که همین مستندات کوچک را به­عنوان سر منشاء و ریشه­های حقوق فکری تصور نماییم.

n

2– قرون وسطی  

n

قرون وسطی از اواخر قرن پنجم تا پایان قرن پانزدهم ادامه داشت. دورانی است که قدرت امپراطوری را اصحاب کلیسا به دست گرفتند و نقش امپراطور را در صحنه سیاسی و فرهنگی این دوره بر عهده داشتند. مورخین این دوره را به دو بخش تقسیم کرده­اند؛ قرون ابتدایی تا قرن دوازدهم عصر تاریکی و از قرن دوازدهم به بعد که دانشگاه­های مختلفی در اروپا پا به عرصه وجود گذاشته­اند، عصر روشنگری و یا مقدمه­ای بر عصر روشنگری نام نهاده­اند.

n

” اغلب متخصصین تاریخ حقوق که حقوق مؤلف را طی قرون وسطی مورد تحقیق قرارداده­اند معتقدند که این عصر از لحاظ مظاهر فرهنگی و مالاً وجود و شناسایی پدیدآورندگان اثر عصر تهی و فقیری بوده است. این داوری به طور کلی صحیح است ولی برای اینکه دقیق­تر بیان گردد می­بایست اولاً داده­های چندی را که تکوین حقوق مؤلف در گرو وجود آنهاست، در نظر گرفت و ثانیاً بین قرون مختلف این عصر تفکیک قائل شد زیرا یازده و یا دوازده قرن ( قرن پنجم تا شانزدهم) که عموماً به عنوان قرون وسطی شناخته شده­اند همگی از لحاظ سطح فرهنگ و پیشرفت علوم و ادبیات یکسان نبوده­اند. اگر راست است که از قرن پنجم تا قرن دوازدهم در همه جا و همه رشته­ها نوعی انحطاط مشهود است، از قرن دوازدهم در همه­جا و در دانشگاه­های اروپایی آثار ترقی و تعالی از نو به چشم می­خورد. علل اصلی اینکه در زمینه اثار فکری مدت هفت قرن تقریباً در همه جا رکورد حکمفرما بوده است؛ این است که نه تنها شیوه نشر و تکثیر آثار نسبت به عهد باستان هیچ تغییری نکرده بلکه به علت از هم پاشیدگی اصل تمرکز قوا و تمدن در امپراتوری رم و از بین رفتن بازار آزاد برای آثار فکری که کلیسا آنرا تحت حکومت و سلطه خود قرار داده کمتر اثری به ثمر و بخصوص به مرحله نشر رسیده است تا آنجا که رشته مهمی از فعالیت ادبی همچون تأتر تا عهد تجدد بکلی ناپدید شده است. از طرف دیگر، برای اینکه اثری از لحاظ حقوق معنوی پدیدآورندگان قابل حمایت اعلام شود می­بایست اعتقاد به فکر و نبوغ مؤلف در جامعه ریشه گرفته باشد در حالیکه در اوایل قرون وسطی اعتقاد مردم بخصوص اهل کلیسا بر آنست که اثر مظهری از الهام الهی است و بنابراین پدیدآورنده آن حق اختصاصی بر آن نمی­تواند داشته باشد به همین جهت اکثر آثار به طور گمنام منتشر شده­اند چرا که نویسنده وظیفه و عنوانی جز اینکه وسیله­ای برای ابلاغ الهام الهی باشد ندارد.”[14]

n

در قرون وسطی، کلیسا  علاوه بر نقش سیاسی، نقش آموزشی گسترده ای نیز بر عهده داشت به این صورت که تقریباً تمام مراکز آموزشی آن دوره زیر نظر کلیسا و توسط دانش آموختگان کلیسا اداره می شد از همین رو آثاری که به رشته تأليف در می آمد معمولاً حاصل کار جمعی مذهبی و روحانی بود که از سوی کلیسا معرفی می شدند در نتیجه واگذاری اثر و نوشته به دیگری، حقی فردی نبوده بلکه به عنوان امتیازی در اختیار کلیسا در مقام  شخصیتی حقوقی قرار داشته است.

n

با وجود عدم وضوح منشاء حقوق فکری در قرون وسطی این مسأله را نمی توان باور کرد که وضع حقوق فکری در این دوره بدتر از عهد باستان بوده باشد. به هر حال وجود تفکر مذهبی  هم می تواند اتفاق مثبتی برای احترام به حقوق مؤلفان باشد چرا که تعالیم مذهبی در همه ادوار، احترام به حقوق دیگران را در صدر آموخته های خود مورد توجه ویژه قرار داده اند و می­توان عدم دستیابی به سند و مدرکی در رابطه با حقوق  مؤلفان را هم در کم کاری محققین حقوقی و التفات اندک آنها به این دوره فرض کرد. از طرف دیگر به تأیید اکثر مورخین و فیلسوفان غربی منشاء و ریشة رنسانس هم از  دل اندیشه­های قرون وسطی سر برآورده است. بنابراین نباید تنگ نظرانه به این دوره نگریست.

n

 

n

 

n

3- عصر جدید(رنسانس ، قرن هجدهم و نوزدهم) 

n

از قرن شانزدهم به بعد، تحولات مهمی در جوامع اروپایی به وقوع پیوست که حقوق مالکیت ادبی و هنری را نیز دست خوش دگرگونی­های زیادی کرد. این تحولات عبارت بودند از اختراع صنعت چاپ، جنبش اصلاح مذهب و دوره رنسانس. تاریخ نویسانِ حقوق معتقدند رنسانس از طرفی شناسایی، احترام به شخصیت انسانی و بخصوص شخصیت آفریننده را باعث شد و از طرف دیگر هنر را از قید بی حرمتی و بی اعتباری رهایی داد. بعلاوه جنبش اصلاح مذهب و ظهور پروتستانتیسم که ندایی برای غیر کلیسایی­ها یعنی توده مردم بود اصل بررسی آزاد مسائل مذهبی را موجب شد و هر فردی اجازه یافت تا بتواند از قید انضباط سخت مذهبی که ریشه در اندیشه­های خرافی قرون وسطی داشت، خلاص شود.شرایط نظری (جنبش اصلاح مذهب و رنسانس) و عینی که برقراری نظام های پارلمانی به جای حکومت های مطلقه سلطنتی و اختراع صنعت چاپ بود آزادی فردی و شکوفایی تراوشات فکری را به همراه آورد و پدید -آورندگان آثار ادبی و هنری را نیز به ارزش و اعتبار خود واقف ساخت.[15]

n

صنعت چاپ اگرچه قبل­ها در چین اختراع شده بود و برای اولین بار در سال 1436 میلادی در آلمان مورد استفاده قرار گرفت؛ اما از قرن شانزدهم به بعد است که با استقبال دیگر جوامع اروپایی از این صنعت روبرو هستیم. این اتفاق به زودی آشکار کرد که کتاب­ها را می­توان آسان، ارزان و در تعداد زیاد منتشر ساخت و نکته مهمتر اینکه از آن انتفاع مادی برد.در این برهه نوشت­افزار فروشان که خطر را احساس کرده بودند، با خرید تجهیزات فنی چاپ، به این صنعت روی آوردند اما کتاب­های چاپ شده که معمولاً با قیمت ارزان عرضه می­شد، گاه ماه ها بر روی دست ناشران می­ماند و مدت­ها وقت صرف می­شد تا ناشران بتوانند هزینه­هایی را که برای چاپ متقبل شده­اند، جبران کنند. مشکلاتی از این دست، باعث بوجود آمدن رقابت شدید در بین اصحاب چاپ شده بود. در این بین عده­ای از سودجویان با انتشار مجدد کتاب­هایی که قبلاً توسط ناشران دیگر چاپ شده بود، برای اولین بار عمل بهره­برداری غیرمجاز در معنای امروزی را موجب شدند. و این باعث شد زمینة توجه جدید به حقوق مؤلفان  ایجاد گردد. [16]

n

رهبران غیر مذهبی و روحانیون مذهبی که از تأثير مهم آثار با توزیع گسترده بر افکار عمومی بیم داشتند، به سرعت زمینة کنترل صنعت چاپ را فراهم کردند، آنان به  چاپخانه داران مورد نظرشان امتیازات خاصی را واگذار کردند تا آثار مورد نظر آنها را منتشر کنند. مقامات حکومتی از امتیازهای چاپ به عنوان اهرمی جهت کنترل و سانسور تولیدات چاپخانه­داران و سلب آزادی بیان از مطبوعات استفاده می­کردند. برای مثال در انگلستان، شرکت ” استیشنرز” در سال 1557، امتیازی سلطنتی را دریافت داشت که براساس آن حق انحصاری چاپ و نشر آثار داخلی را در اختیار قرار گرفت و آن را تا 150 سال بعد نیز حفظ کرد. پلومن و همیلتون این گونه توضیح می­دهند:

n

” کپی رایت اول بار توسط شرکت استیشنرز و برای نظم بخشیدن به صنعت کتاب از طریق محافظت از آثار منتشر شده توسط یکی از اعضا در برابر بهره­برداری غیرمجاز دیگر اعضا بکار گرفته شد. “حق چاپ ” دقیقاٌ همان “حق تکثیر” بود. این امتیاز توسط شرکت، معمولاً برای همیشه به یکی از اعضای آن واگذار می­شد و در دفتر شرکت نیز ثبت می­شد. کپی­رایت مانند یک کالای تجاری بود و اعضا یا ناشران غالباً آنرا به اعضای دیگر واگذار کرده یا می­فروختند. در سال­های بعد، این شرکت با چاپ کتابهایی که از نظر سیاسی قابل قبول بودند قوانین مختلف دولت در مورد سانسور را نیز اعمال  می­کرد “.[17]

n

همانطور که قبلاً بیان شد در طول قرن هفدهم به واسطه جنبش اصلاح مذهب و رنسانس و ظهور
اندیشه­های فرد گرایی، محدودیتهای تحمیلی بر چاپخانه ها رفته­رفته کاهش یافت و در نتیجه نظام انحصاری  حاکم بر صنعت چاپ به چالش کشیده شد. در موقعیت آشفته­ای که به دنبال این تغییرات بروز  نمود نظام انحصارات سلطنتی  و مذهبی فرو ریخت و کتاب فروشان و چاپ خانه­دارن با توسل به نظریه مالکیت فکری شروع به دفاع از خویش کردند.[18]

n

در یازدهم ژانویه 1709 پیش­نویس لایحه­ای در مجلس عوام انگلستان مطرح شد که هدف آن تشویق فراگیری علم و دانش از طریق اعطای امتیاز استفاده قانونی از نسخ کتب چاپی به نویسندگان یا خریداران این کتب در زمان­های معین بود، بعدها این پیش­نویس به قانون دهم آوریل 1710 موسوم به ” قانون کوین­آن” تبدیل شد. ” قانون آن­”  نخستین قانون مالکیت ادبی و هنری در مفهوم نوین خود بود که برای اولین بار، حق مؤلف در حمایت از اثر منتشره­اش را وجه قانونی بخشید.

n

” قانون آن” به مؤلفان آثاری که قبلاً منتشر شده بود، حق انحصاری تجدید چاپ برای یک دوره بیست و یک ساله را اعطا می کرد و در مورد آثار  منتشر نشده نیز مدت زمان چهارده سال در نظر گرفته شده بود؛ با این شرط که پس از انقضای این مدت، در صورت زنده بودن، نویسنده می­توانست دوره مذکور را به مدت چهارده سال دیگر تمدید نماید. برخورداری از حمایت­های ” قانون آن ” مستلزم انجام برخی تشریفات، از جمله: ثبت آثار توسط نویسنده به نام خودش، و به ودیعه گذاشتن 9 نسخه از اثر نزد دانشگاه­ها و کتابخانه­ها  بود. ” قانون آن” محدود به کتاب بود و در آن از دیگر آثار چاپی، گراورها و دیگر مصنوعات هنری نامی به میان نیامده بود. بعلاوه هنوز مسائل مربوط به نمایش­های عمومی، نمایشنامه­ها و ترجمه­ها بی پاسخ مانده بود. این کاستیها بزودی مشخص کرد که این قانون برای نویسندگان کتاب امتیازات کافی به همراه ندارد. هنرمند طنز پرداز انگلیسی، هوگارث­، که قربانی تکثیر غیرمجاز نقاشی­هایش بود، حرکتی موفقیت­آمیز را در حمایت از هنرمندان، طراحان و نقاشان رهبری نمود که سرانجام به تصویب ” قانون کلیشه سازان” در سال 1735 انجامید.[19] البته ” قانون آن­” با دخالت مجلس لرد­­ها در همان اندازه محدودی هم که بود اجرا نشد و منجر به تصویب قانون بعدی در سال 1842 گردید.در قانون جدید مدت حمایت در مورد کتابهای انتشار یافته ، تمام عمر نویسنده و هفت سال پس از مرگ او و در مورد کتاب های که پس از مرگ نویسنده منتشر می شد 42 سال بود.[20]

n

در فرانسه نیز به تدریج مالکیت ادبی و هنری جای سیستم موجود را که عبارت بود از اعطای امتیاز به برخی ناشران خاص، گرفت.در سال 1720، تذکره­ای با عنوان : ” تذکره مربوط به تعدیات ناشران پاریسی” انتشار یافت که بیانگر دیدگاههای مؤلفان نسبت به ناشران آن زمان است. پنج سال بعد در تذکره دیگری،

n

” لویی دو هری کور” وکیل دادگستری و متخصص حقوق کلیسا،  مسأله حقوق مؤلف را به صورت نظریه­ای مستقل پیشنهاد کرد. اساس پیشنهاد  هری­کور براین پایه استوار بود که : “نویسنده مطلقاً مالک اثری است که به وجود آورده است، چرا که حق پدیدآورنده نه از بابت قبض یک شیء ملموس بلکه از عمل آفرینش فکری ناشی می­شود.” این طرز فکر که اثر، مظهری از شخصیت پدیدآورنده است آرام آرام در قرن هیجدهم و پس از آن، جای خود را در کشورهای اروپایی باز کرد و بسیاری از فیلسوفان و نویسندگان را با خود همگام و همراه نمود[21]. حتی بر مبنای این نظریه، ورثه ” لافونتن” افسانه نویس شهیر فرانسوی در سال 1761و ورثه  ” فنه لون­” در سال 1777 موفق شدند آرای پارلمان، عالیترین مرجع قضایی فرانسه قبل از انقلاب، را در جهت حفظ منافع خود به عنوان وارث مؤلف به دست آورند.[22] امپراتور فرانسه، لویی شانزدهم، در سال 1777 میلادی  فرمانی صادر کرد و امتیازاتی را برای مؤلفان به رسمیت شناخت.پس از چندی در 19 ژانویه 1791، قانون معروف Le Chapelier و در 19 ژوئیه 1793 قانون  Lacanal به تصویب رسید که یکی مربوط به حق نمایش و دیگری مربوط به حق نشر و تکثیر اثار بوده و نخستین قوانین مالکیت ادبی و هنری فرانسه به شمار می­آید.

n

استفاده از عباراتی چون ” مقدس­ترین دارایی­ها” در قوانین کپی­رایت ایالات متحده، دلیلی بر­حمایت ویژه از آثار فکری بود. در قانون کپی­رایت ایالت ماساچوست تصریح شده بود که ” هیچ یک از دارایی­های انسان به اندازه آن دارایی هایی که ماحصل تلاش فکری اوست، مختص او نمی­باشد.”

n

در ایالات متحده ابتدا در سال 1783در ” کانکتیکات “و بعد در “­ ماساچوست­­” قانونی تصویب شد که حمایت از حق انحصاری برای مؤلفان را برقرار می کرد. تا اوایل سال1786 ،10 ایالت دیگر نیز این قوانین را پذیرفتند. مطابق با قانون اساسی ایالات متحده، کنگره این اختیار را داشت تا از طریق اعطای امتیاز انحصاری آثار و اختراعات نویسندگان و مخترعان به آنان ، زمینه را برای پیشرفت علوم و هنرهای مفید آماده سازد. نخستین قانون کپی­رایت فدرال که تجسم این بند از قانون اساسی بود، قانون کپی­رایت سال 1790بود که کتابها، نقشه­ها و نمودارها را نیز شامل می شد.

n

در آلمان، از سال 1690 به بعد، اشاراتی به قانون طبیعی و طرح این خواسته که بهره­برداری غیرمجاز از آثاری که متعلق به دیگری است انجام نگیرد ، دیده می شود. همچنین فرمان ساکسونی 27 فوریه سال 1686 که صراحتاً حق نویسنده را به رسمیت شناخته و در عین حال کتاب ها­­یی که ناشران از نویسندگان خریداری کرده­اند ­را نیز در برابر بهره­برداری غیرمجاز دیگران، مورد حمایت قرار می­دهد. در” قانون مدنی پروسیا” مصوب سال 1794 آلمان نیز تصریح شده است که: ” آنگاه که یکی از تابعین پادشاه این امتیاز را به دست آورد که یک ناشر باشد، هیچکس نباید کتب منتشره توسط او را مورد بهره­برداری غیرمجاز قراردهد. ” نخستین قانون فدرال پروسیا در سال 1837 به تصویب رسید.

n

از اواخر قرن هجدهم تا اوایل سده نوزدهم، بسیاری از کشورها قوانین مالکیت ادبی و هنری را به تصویب رساندند و هر چند وقت یک بار در واکنش به ظهور فن آوری­های جدید، اصلاحاتی را در این قوانین اعمال می­کردند.اما تغییرات عمیق اجتماعی و سیاسی و ظهور مسایلی مثل گسترش آموزش و سواد عمومی ، آزادی بیان، توسعه روابط بین­المللی، مبادلات فرهنگی ، ترجمه آثار به دیگر زبان­ها و مسایلی از این قبیل تا حد زیادی تقاضا برای آثار هنری و ادبی را افزایش می داد.به موازات این انفاقات، استفاده غیرمجاز از آثار مؤلفان در کشورهای دیگر نیز به­سرعت گسترش پیدا ­کرده بود درحالی­که حمایت های قوانین ملی اساساً در قلمرو ملی­کارآیی داشتند. با ظهور این مشکلات برخی از کشورها اقدام به بستن قراردادهای دوجانبه مبتنی بر رفتار متقابل نمودند. اما این اقدام هم مشکل حمایت بین­المللی را مرتفع نکرد. کماکان نیاز به پیمان­های بین­المللی چند جانبه که کشورهای امضا کننده را ملزم نماید تا از آثار خارجی در مقیاس وسیع حمایت کنند،به شدت احساس می شد.[23]

n

 

n

ب : کنوانسیون ها و قراردادهای های بین المللی  

n

n

كنوانسيون ها و قراردادهاي بين المللي در اين زمينه با توجه به نگرش و هدف آنها به دو دسته تقسيم مي شوند، كنوانسيون هاي  بین المللی در زمینة حقوق مؤلف و حقوق مرتبط با حق مؤلف ؛ كه ذيلاً به آنها مي پردازيم.

n

 

n

 

n

 

n

n

1- معاهدات بین المللی در زمینة حقوق مؤلف 

n

1-1.کنوانسیون برن[24]

n

پس از گفتگوهای دو جانبه و چند جانبه، یک سازمان غیردولتی موسوم به ” انجمن بین­المللی هنر و ادبیات “[25] کارهای مقدماتی مورد نیاز برای تدوین کنوانسیونی که این شرایط را برآورده سازد، آغاز کرد. به دنبال آن و در حد فاصل سال 1884 تا 1886 سه همایش پیاپی دیپلماتیک میان نمایندگان دولت­ها در برن سوئیس انجام گرفت و در سومین همایش بود که قرارداد بین­المللی حمایت از آثار ادبی – هنری در تاریخ 9 سپتامبر 1886 که از آن تحت عنوان کنوانسیون برن یاد می­شود تصویب شد. کشورهایی که این کنوانسیون را تصویب نموده بودند ” اتحادیه برن” را تشکیل دادند این اتحادیه با 14 عضو که بیشتر نیز اروپایی بودند کار خود را آغاز نمود و در طول سالیان بعد گسترش یافت و در حال حاضر اعضای آن به 151 کشور رسیده است.این کنوانسیون در سال 1896 در پاریس، 1908 در برلین، 1914 در برن، 1928 در رم، 1948 در بروکسل، 1967 در استکهلم، 1971 در پاریس بازنگری شده است. علت این بازنگری ها هماهنگی با تحولات تکنولوژیکی و تغییرات بنیادین در شیوه­های نوین تولید ، استفاده و توزیع آثار ادبی و هنری بود.

n

این کنوانسیون بدون توجه به ایجاد محدودیتی، از گونه­های متعدد و متنوع آثار ادبی و هنری از جمله: کتاب، رساله، سایر نوشته­ها مانند مقالات و نامه­ها، آثار شفاهی مانند سخنرانی ها و خطابه­ها ، آثار نمایشی، پانتومیم، آثار موسیقی، آثار سینمایی، نقاشی، پیکر نگاری، گچ­بری، مجسمه­سازی، کنده­کاری، عکاسی، نقشه­های جغرافیایی، طرحها و آثار نقشه­برداری، معماری، آثار مربوط به ترجمه، شرح، تنظیم ،گردآوری و سایر آثار تبدیلی، دایره­المعارف ها، گل چینهای ادبی و … حمایت می کند. همچنین در ماده 6 مکرر این قرارداد از حقوق معنوی مؤلف مثل حق انتساب و حق احترام اشاره شده است.

n

از مهمترین ویژگی های این کنوانسیون می توان به موارد زیر اشاره کرد:

n

الف: این کنوانسیون بر مبنای اصل “رفتار ملی”[26] استوار است؛ بر اساس اصل رفتار ملی هر يك از کشورهای عضو متعهد هستند كه رفتار مساوی و یکسانی با تبعه خود و تبعه خارجی اعمال نمایند.

n

ب: قرارداد، براساس ” اصل حمایت بدون تشریفات”، انجام برخی اقدامات از قبیل ثبت اثر را شرط بهره­مندی از حمایت قانونی نمی­داند.

n

ج: مدت عادی حمایت از حقوق مادی اثر بر اساس ماده 7 قرارداد، دوران زندگانی خالق اثر و نیز 50 سال پس از مرگ او است. در مورد آثار مشترک، همین مدت از تاریخ مرگ پدیدآورنده با عمر طولانی تر و در مورد آثاری که مؤلفانشان ناشناخته یا با نام مستعار دارند همین زمان از تاریخ انتشار اثر، ملاک محاسبه می­باشد. آثاری هم که پس از مرگ صاحب اثر انتشار می­یابد تا 50 سال پس از مرگ، از حمایت قانونی برخوردار   است.کنوانسیون برن هم اکنون توسط ” سازمان جهانی مالکیت فکری”[27] که مقر آن در ژنو سوئیس است، اداره می­شود.

n

 

n

2-1.کنوانسیون جهانی حق تأليف (UCC)[28]

n

این کنوانسیون در سال 1952 تحت نظر سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد  یونسکو [29] در ژنو برگزار شد و در سال 1955 به اجرا در آمد. در این اقدام، کارشناسان 50 کشور یونسکو را همراهی نمودند. دو دلیل عمده باعث بو جود آمدن این کنوانسیون بود؛ اول اینکه آمریکا به جهت ویژگی های خاص قوانینش مثل طی مراحل تشریفاتی اجباری به عنوان شرط حمایت و پیچیدگی در خصوص دوره حمایت که نمی­توانست منطبق با کنوانسیون برن باشد و به همین دلیل قادر به پیوستن آن نبود. و دیگر اینکه کنوانسیون برن خواسته­های کشورهای در حال توسعه را تامین نمی­کرد. چرا که آنان در شرایطی که چند سال از پایان جنگ دوم جهانی می­گذشت، از یک سو نیازمند به ترجمه آثار فکری و پخش برنامه­های رادیویی و تلویزیونی کشورهای پیشرفته بودند و از طرف دیگر پرداخت مبالغ سنگین حقوق مادی آن آثار نیز برای آنان مقدور نبود.

n

به هر صورت بعد از جنگ جهانی دوم  ایالات متحده  به صورت یک ناشر بزرگ و به عنوان کشوری که محصولات منتشر شدة خود را به دیگر کشورها تحمیل می کرد ظهور کرد و به دلیل اینکه قوانینش اجازه نمی داد به کنوانسیون برن بپیوندد شرایط بین المللی حمایت از ناشرینش را نمی توانست فراهم کند به همین خاطر علاقمند به تصویب معاهده بین­المللی دیگری بود که برای این کشور، کشورهای آمریکای لاتین و دیگر کشورهایی که تمایل به پذیرش کنوانسیون برن نداشتند قابل قبول باشد. لذا در سال 1951 یونسکو کنفرانسی را در ژنو برگزار کرد تا چهارچوب کلی این توافقنامه را تدوین نماید. نتیجه این کنفرانس، کنوانسیون جهانی حق مؤلف (یو سی سی) شد که از سال1955 به اجرا درآمد.یو سی سی که در سال 1952 توسط چهل کشور به امضا رسیده بود در حال حاضر 94 عضو دارد.

n

نکات برجسته معاهده جهانی حق مؤلف از این قرار است :

n

    n

  1. برخلاف کنوانسیون برن که در ذکر  آثار مورد حمایت مصادیق جزئی هر پدیده هنری را نام برده بود در این معاهده از فرآیندهای فکری به صورتی کلی با ذکر آثار نوشته، موسیقی، نمایش، سینمایی، نقاشی، گراور و پیکر تراشی نام برده شده است.
  2. n

  3. مدت عادی حمایت در این قرارداد، زمان حیات خالق اثر و 25 سال پس از مرگ اوست که این مدت کمتر از معاهده برن است.
  4. n

  5. قرارداد جهانی حق مؤلف برخلاف قرارداد برن که به اصل حمایت بدون تشریفات پای بند است در یک مورد، تشریفات را پذیرفته و شرط برخورداری اثر از حمایت را درج علامت C ( کوتاه شده  Copyright)، نام صاحب اثر و نخستین سال انتشار بر روی اثر قرارداده است.[30]
  6. n

n

معاهده یو سی سی ، سال 1971 در پاریس مورد تجدید نظر قرار گرفت . و برای کشورهای در حال توسعه، امتیازات و تسهیلات ویژه­ای منظور گردید از جمله این که مدت حمایت درمورد ترجمه و انتشار آثار برای این کشورها از 25 سال به 3 سال تقلیل یافت و نیز چاپ و تکثیر اثر برای نیازهای آموزشی، تحقیقاتی و دانشگاهی در صورت کمیاب شدن اثر یا گران شدن آن و همچنین استفاده از برنامه­های علمی و آموزشی رادیو و تلویزیون دیگر کشورها، با کسب اجازه از مرجع صلاحیت­دار داخلی، مجاز دانسته شده است.

n

لازم به ذکر است آمریکا در سال 1989 عضویت کنوانسیون برن را پذیرفت. پس از آنکه ایالات متحده به کنوانسیون برن پیوست کشورهای متعدد دیگری از آمریکای لاتین و حوزة دریای کارائیب و نیز کشورهایی از آفریقا، نیز به آن پیوستند.کشور پهناور چین هم در سال 1992 هر دو معاهده یوسی­سی و برن را پذیرفت.

n

3-1. قرارداد مونته ویدئو

n

همانطور که قبلا گفته شد.کشورهای زیادی به دلایل متفاوت به کنوانسیون برن نپیوستند ازجمله بیشتر کشورهای قار آمریکا ، به طوری که در بین کشورهای آمریکایی شمالی و جنوبی تنها دو کشور برزیل در سال 1922 و کانادا در سال 1928،به کنوانسیون برن پیوستند ولی در طول این مدت تعدادی قرارداد منطقه­ای کپی­رایت در مجموعه کشورهای آمریکایی تصویب رسید که مهمترین آن قرارداد مونته ویدئو بود که به ترتیب در سالهای 1902، 1906، 1910، 1928 و 1948در مکزیکو، ریودوژانیرو، بوئنوس آیرس، هاوانا و واشنگتن مورد تجدید نظر قرار گرفت.

n

از ویژگی های مهم این قرارداد تثبیت اصل رفتار ملی و تأكيد بر تشریفات خاص مثل ثبت،و اخذ گواهینامه های رسمی می باشد.

n

4-1.  معاهدة حق مؤلف سازمان جهانی مالکیت فکری [31] ( WCT )

n

معاهدة حق مؤلف وایپو در 20 دسامبر 1996 و در یک کنفرانس سیاسی در شهر ژنو منعقد شد. این معاهده در جهت هماهنگی با تحولات صنعت رایانه ، حمایت از حق انحصاری اثر را به دو موضوع اضافی و جدید تسری داد:

n

1- برنامه­های کامپیوتری 2- گردآوری داده­ها (بانک های اطلاعاتی)

n

معاهده مذکور در 6 مارس 2002 به اجرا درآمده است، تا تاریخ 31 دسامبر 2002، 39 کشور را به عضویت خود درآورد و زیر نظر سازمان جهانی مالکیت فکری (وایپو) اداره می­شود.

n

2- معاهدات بین المللی در زمینة حقوق مرتبط[32] با حق مؤلف

n

در کنار پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری برای کسانی که از طریق اجرا ،تولید آثار صوتی و پخش کنند گان رادیویی و تلویزیونی آثاری را به دیگران عرضه می کنند حقوقی متصور است که در کنوانسیون های مربوطه یا نادیده گرفته شده بود و یا بسیار ناچیز بود.تلاش دست اندرکاران این وادی منجر قراردادهائی موسوم به حقوق مرتبط و یا مجاور با مالکیت ادبی و هنری گردید.تعاریف متفاوتی از این حقوق شده است؛ استرلینگ حقوقدان انگلیسی این حقوق را اینگونه تعریف کرده است: “حقوق مرتبط یا حقوق مجاور ،به طور کلی  حقوق اشخاصی است که آثار خلاقانه ای را به عموم عرضه می کنند، بی آنکه خود پدیدآورندة آن محسوب شوند.”[33] برخی از حقوق دانان فرانسوی در تعریف این مفهوم گفته اند “این حقوق ناظر به امتیازاتی است که برای وا بستگان آفرینش های ادبی و هنری در نظر گرفته می شود.”[34]

n

اولین حق جانبی كه در سطح ملی و بين‌المللي جهت جلب حمایت بیشتر مورد توجه قرار گرفت ، حق توليد‌كنندگان صفحات موسیقی بود. در همان ابتدا حمایت از این حق در راستای حمایت از حق تکثیر مورد ملاحظه بود و بنابر این در سال 1928 در کنفرانس ديپلماتيك کنوانسیون برن این حمایت مورد بحث قرار گرفت. آنچه مورد توجه مذاکره كنندگان قرار گرفت  این بود كه هنگامی كه يك قطعه موسیقی توسط اجرا كننده‌اي نواخته مي‌شود و بر روی صفحات گرامافون ضبط مي‌شود، به عنوان يک خلق جدید باید مورد شناسايي قرار بگیرد و در همین راستا قطعنامه‌اي صادر گردید و از کشورهای عضو خواسته شد تا از حقوق اجرا كنندگان  حمایت  نمایند.

n

این حقوق موارد ذیل را در بر می گیرد:

n

الف : اجرا کنند گان  (مثل؛ آهنگسازان، خوانندگان و بازیگران)که حق بر کار اجرایی خود دارند.

n

ب : تولیدکنندگان آثار صوتی ( برای مثال؛ ضبط آثار صوتی در کاست و دیسک­های فشرده)، حق بر عمل ضبط کار خود دارند.

n

ج : سازمان های پخش رادیویی و تلویزیونی که مستحق برخورداری از اصل رفتار ملی هستند.

n

1-2. کنوانسیون رم[35]  

n

در سال 1938 اتحادیه بين‌المللي انجمنهای مؤلفان و آهنگ‌سازان[36]، موافقتنامه‌اي را  با فدراسیون بين‌المللي صنعت گرامافون[37] و در راستای اصلاحيه‌هاي به عمل آمده توسط کنوانسیون برن در خصوص حمایت از توليد‌كنندگان صفحات موسیقی در مقابل استفاده‌هاي غیر مجاز و پرداخت غرامت به آنها منعقد کرد تا اینکه این گونه ملاحظات در ضميمهء کنوانسیون برن مورد شناسایی و حمایت قرار بگیرند.

n

از طرف دیگر سازمان بين‌المللي کار [38] به جهت منافعی که از سال 1926 در خصوص حمایت از حقوق اجرا کنند گان داشت، در سال 1939 در کشور سوئیس این موضوع را در جلسه­ای مورد توجه و بررسی قرار داد. در این راستا طرح ­هایی با همکاری اعضای کنوانسیون برن تهیه گردید ولی پس از چند سال به علت جنگ جهانی دوم متوقف گردید . سرانجام پس از جنگ جهانی دوم به دنبال طرحهايي كه در سالهاي 1951 و 1957 آماده شده بود ، كميته‌اي متشکل از کارشناسان سازمان جهانی مالكيت فكري ، سازمان فرهنگی علمی آموزشی ملل متحد (UNESCO) و سازمان بين‌المللي كار در لاهه در سال 1960 موضوع را مورد بررسی مجدد قرار داد و پس از آن در رم در 26 اکتبر 1961 در کنفرانس ديپلماتيك ، به تصویب نهايي رسید.این کنوانسیون مشتمل بر 34 ماده بوده و تحت نظارت سازمان جهانی مالكيت فكري مي‌باشد.مهمترین ویژگی های کنوانسیون رم اصل رفتار”

یک دیدگاه بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی نشان گذاری شده اند *