حسرت نبرم به خواب آن مرداب
n
كارام ميان دشت شب خفته است
دريايم ونيست باكم از طوفان
n
دريا همه عمر خوابش آشفته است
كارآفريني مفهومي است كه تاكنون از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته و همه بر اين باورند كه كارآفريني موتور محركه توسعه اقتصادي كشورهاي توسعه يافته ودر حال توسعه بوده و مي باشد .
”
————————————-
واژه كارآفريني يك لغت قديمي فرانسوي (entreprendre) مي باشد كه به معناي تعهد بوده و الزام شخص را به سازماندهي ، اداره نمودن و پذيرفتن مخاطرات كسب و كار نشان مي دهد . (1)
امروزه واژه كارآفريني مفاهيم زير را به ذهن متبادر مي سازد .
نوآوري – مخاطره پذيري – ايجاد يا تجديد ساختار يك واحد اقتصادي ، اجتماعي – رضايت شخصي و استقلال طلبي
پيتر دراكر كارآفرينان را صرفاً عامل تغيير نمي داند بلكه مي گويد آنان افرادي هستند كه از فرصتهاي پيش آمده به خوبي استفاده كرده و با ايجاد تغييراتي ، چيزهاي جديدي را مي آفرينند لذا كارآفرينان همواره درجستجوي تغيير بوده و به آن حساسيت نشان مي دهند .
مك كله لند : بيان مي دارد كارآفرينان افرادي هستند كه نياز فراواني به موفقيت دارند ومخاطرات بالايي را مي پذيرند چنين ريسكهايي آنان را به فعاليت مداوم تحريك مي كند .
از دلايل توجه كشورها به مقوله كارآفريني مي توان به مواردي مانند : اشتغال زايي – ترغيب و تشويق سرمايه گذاري – عامل تعادل در اقتصادهاي پويا – عامل تحول وتجديد حيات ملي و محلي – عامل توليد (همانند زمين – كار وسرمايه ) – عامل سازماندهي وسازمان بخشي به منابع واستفاده موثر از آنها – عامل انتقال تكنولوژي – عامل شناخت ، ايجاد وگسترش بازارهاي جديد – عامل نوآوري و روان كننده تغيير – عاملي براي كاهش بوروكراسي اداري و نهايتاً تحريك وتشويق حس رقابت و يكپارچگي وارتباط بازارها ، نام برد .
كارآفرين ايده اي را يافته و آنرا تبديل به فرصتي اقتصادي مي كند . در فضاي كسب وكار فرصت ، فكر نويي است كه قابليت تجاري شدن دارد .
آگاهي از محيط ، بازار و نيازهاي مشتري و نگرش كارآفريني ، او را در يافتن فرصت و پرداختن به آن ياري مي دهد سپس كارآفرين يك طرح تجاري مي نويسد كه در آن مسائلي چون بازار ، محصول يا خدمت ، مسائل حقوقي و قانوني شركت ، تامين سرمايه ، راه اندازي و رشد ، سازماندهي و مديريت كسب وكار را بررسي مي نمايد .
در واقع كارآفرين مانند يك رهبر اركستر وطيفه دارد كه مهارتها وتواناييهاي مختلف را در كنار هم جمع نمايد وبرنامه اي تدوين شده ارائه دهد . همانطور كه صدا بايد دلنشين باشد طرح نهايي كارآفرين نيز بايد زيبا باشد .
دورويكرد شخصيتي ، تمركز بر كارآفرين وشناسايي ويژگيهايي فردي اوست در واقع اين رويكرد تقدم زماني دارد چرا كه اول كارآفرينان وجود داشتند وبعد كارآفريني به عنوان يك مفهوم مستقل به وجود آمد . در رويكرد رفتاري تكيه بر رفتارهاي كارآفرين در فرآيند راه اندازي يك كسب وكار است .
در انتها شايد بهترين تعريفي كه مي توان از كارآفريني ارائه كرد اين است كه :
كارآفريني عبارت است از فرآيند نوآوري و بهره گيري از فرصت ها ، با تلاش وپشتكار بسيار وهمراه با پذيرش ريسك هاي مالي ، رواني و اجتماعي كه با انگيزه كسب سود مالي ، توفيق طلبي ، رضايت شخصي و استقلال صورت پذيرد .
علاوه بر كارآفريني فردي ، در دهه هاي اخير دو واژه كارآفريني درون سازماني و كارآفريني شركتي نيز در ادبيات كارآفريني به ميان آمده اند ، در تعريف كارآفريني درون سازماني آمده است ، روياپردازي كه مسئوليت به ثمر رساندن يك نوآوري را در درون سازمان برعهده مي گيرد . اين فرد ممكن است مبتكر يا مخترع باشد اما هميشه فردي است كه مي داند چگونه يك ايده را به واقعيتي سودآور تبديل كند .
كارآفرين شركتي ، شامل فعاليتهاي رسمي و غيررسمي است كه با هدف ايجاد كسب وكار جديد محصول و فرآيندهاي جديد وتوسعه بازار صورت مي گيرد . تحقيقات جديد سه مفهوم را در تعريف كارآفريني شركتي نام مي برند :
1 – تجديد راهبرد (نوسازي / تجديد ساختار سازمان)
2 – نوآوري (ارائه چيز جديدي به بازار)
3 – كسب وكار درون شركت (فعاليتهاي كارآفرينانه شركتي كه منجر به ايجاد كسب وكار جديدي در درون شركت مادر مي شوند ) .
تمايل به اينگونه كارآفريني در پاسخ به افزايش سريع تعداد رقبا ، عدم اعتماد به نفس به شيوه هاي سنتي كسب وكار حركت تعداد زيادي از افراد نخبه به سمت ايجاد كسب و كارهاي كوچك مستقل ، رقابت بين المللي ونياز به افزايش بهره وري ، افزايش يافته است . در شركتهاي جديد انقلاب جديدي به سمت تسهيل امر كارآفريني درون سازماني و تقدير از كارآفرينان درون سازماني وجود دارد .
به راستي كارآفرين چيست ؟
زمان زيادي نيست كه كلمات كارآفرين و كارآفريني در رسانه هاي مختلف تكرار مي شود و هر كس به سليقه خود از اين واژه جديد براي اشاره به مديران ، افراد موفق ، سرمايه داران ، سرمايه گذاران ، صادركنندگان ، دلالها و تاجران استفاده مي كند . هرچند هر كدام از اين افراد ممكن است كارآفرين باشند ولي هيچكدام مصداق كاملي براي اين مفهوم نيستند .
به راستي كارآفريني چيست ؟ آيا كارآفرينان ويژگيهاي متمايزي از ديگر بازيگران صحنه اقتصاد دارند ؟
نگاهي به مسير حركت فعاليتهاي كارآفرينانه ، مبدا و منشاء حركت و انرژي كه در طول مسير آنها را تغذيه مي نمايد در تصويري اجمالي از شخصيت كارآفرين ارائه شده است .
چه چيز باعث مي شود كه نشاط حركت به سختي وسكون غلبه كند ؟ آرزوي آن چيزي كه امروز نيست ولي فردا مي تواند باشد ، اولين چيزي است كه جمود كاآفرين را درهم مي شكند يعني كارآفرين آرزومند است .
آنچه جهت ومسير كارآفرين را براي رسيدن به آرزوهايش تعيين مي كند از درون او بر مي خيزد عزم اوبراي حركت تا توقف واقدام يا عدم اقدام ، چيزي نيست كه مولود شرايط ، محيط يا اطرافيان باشد . يعني كارآفرين كنترل دروني دارد . او براي اينكه بتواند درست آنچه را كه مي انديشد عينيت بخشد و عزم خود را عملي كند بايد رئيس وكارفرماي خود باشد يعني كارآفرين مستقل است .
ذهن پوياي او مرزهاي از پيش تعيين شده وقالب هاي رايج را درهم مي شكند وبا وجودي كه همان چيزي را مي بيند كه ديگران مي بينند ، اما چيزي را مي انديشد كه ديگران نمي انديشند يعني كارآفرين خلاق است .
وقتي كه خلاقيت از ذهن به عمل منتقل مي شود ، نوآوري صورت مي گيرد . نوآوري يعني پيمودن راه نرفته ، كسي كه اولين بار راهي را مي پيمايد اولين كسي است كه مي تواند خبر مخاطرات راه را براي ديگران بياورد . يعني كارآفرين خطر پذير است .
او به جاي آنكه منتظر ضمانت يك پايان موفق بماند ، به فكر وتلاش خود تكيه مي زند ، به مشكلات حمله مي كند و پيش مي رود . يعني كارآفرين منفصل نيست و براي استقبال از آينده روحيه اي تهاجمي دارد .
لحظه تصميم آغاز ، تنها زماني نيست كه او با ريسك مواجهه است ابهام يك پايان نامعلوم بر هر قدم اين راه سايه مي اندازد . يعني كارآفرين قدرت تحمل ابهام را دارد .
به استقبال فردا رفتن ، آخر ماجرا نيست كسي كه آگاهانه وپيشاپيش خود را در ميدان مواجهه با مسائل مي اندازد . بايد توان سخت كار كردن در شرايط پر تنش را هم داشته باشد يعني كارافرين با وجود فشار زياد ، كارآيي خود را حفظ مي كند .
ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آسودگي ما عدم ماست .
تهيه و تنظيم: سيد حسين احمدي سليماني
رييس سازمان صنايع و معادن خراسان رضوي
‘, 1, 20, ‘2010-04-19 07:33:40’, 758, ‘
