nاگر اندیشوران فرهنگی و علمی جامعه بتوانند آینده را پیشبینی نمایند، میتوانند جامعه را از گزند حملات دشمن و ناتوی فرهنگی دور کنند؛ چنانکه میتوانند جامعه را بهبود بخشند و تعالی فرهنگی را برای جامعه به ارمغان بیاورند.
n
————————————-
n
nچکیده
n
nسرعت و دگرگونیها در پدیدههای علمی، اجتماعی و فرهنگی به گونهای است که سازمانها را با مشکل جدید روبهرو کرده است. مدیران سازمانها، در گذشته با برنامهریزی سنتی و برنامهریزی راهبردی، میکوشیدند دگرگونیها را به نفع سازمان مهار کنند؛ اما اکنون محیط پرتلاطم و نامطمئن، ناکامی برنامهها را رقم میزند. یکی از دانشهای جدید، و مفید برای هدایت سازمانها، «آیندهپژوهی» است.
n
nدر آیندهپژوهی، مدیران اندیشور با تحلیل رویدادها و به کارگیری خلاقیت و نبوغ، از آینده آگاهی مییابند. این آگاهی به صورت آیندة محتمل، آیندة ممکن، و آیندة مطلوب میتواند دریچهای از آینده، پیشروی مدیران بگشاید تا آنان با شکلدادن سناریوها و طرحهای متعدد، حرکت سازمان را بهتر مدیریت کنند. این مقال، با رویکرد تحلیلی ـ توصیفی به تبیین مفاهیم اولیه آیندهپژوهی، مراحل رشد این دانش، و تمایز آن از مفاهیم مشابه پرداخته است.
n
nکلید واژهها: آیندهپژوهی، آیندهنگری، برنامهریزی، سناریو.
n
nمقدمه
n
nهنگامی که واژة «آینده پژوهی»1 مطرح میشود، افراد با تجزیة آن، به درک معنای آن میپردازند و بر اساس برداشت ذهنی خود از این عبارت، دربارة آینده، در موضوع مورد مطالعه قضاوت میکنند. آیندهپژوهی که یکی از اصطلاحات نو پیداست، کمکم در رشتهها و دانشهای مختلف در حال جا بازکردن و عادی شدن است.
n
nهنگامی که فردی خواهان خرید منزل جدید است، پیشبینی میکند که آن خانه از نظر موقعیت و قیمت در آستانة چه تحولاتی خواهد بود. نیز دوست دارد بداند با همسایگان جدید چطور میتواند زندگی کند و در دگرگونیهای اقتصادی و حرفهای محل سکونت جدید او چه تأثیری بر شغل و محل کسب درآمد وی دارد.
n
nیک طلبه یا دانشجو هنگام تعیین رشته و گرایش، خواهان پیشبینی این موضوع است که رشتة تحصیلی وی در آینده آیا میتواند خلأهای موجود را رفع کند. آیا میتواند بعد از تحصیل شغل مناسب بیابد و درآمد کسب کند؛ چنانکه متصدیان یک مؤسسة آموزشی، هنگام توسعة بنای ساختمان دوست دارند پیشبینی کنند که یک فضای آموزشی در عصر جدید، به چه امکانات فیزیکی نیازمند است و سرعت تحول در شیوهها و تکنیکهای آموزشی، چه زیر ساختهایی را ایجاب مینماید.
n
nدولتها نیز نیازمند پیشبینیاند. آنها در زمینه تصویب مقررات و ضوابط باید پیشبینی کنند که در محیط رقابتی و بسیار متغیر، چه تحولاتی در پیش رو دارند که متناسب با آن به تصویب مقررات و ضوابط بپردازند. در گذشته چیزی به نام «قانون مالکیت معنوی» وجود نداشت؛ اما امروزه یکی از ضروریات فضاهای علمی است. آیا این قانون توان پاسخگویی به نیاز مخترعان و محققان را دارد؟
n
nچنانکه ملاحظه میشود، سازماندهی امور جامعه نمیتواند از تفکر دربارة آینده فارغ باشد. باید با تفکر در مورد آینده به کشف آن بپردازیم، به گونهای که بتوانیم آن را آنگونه که مایلیم بسازیم. امروزه «دانش» ابزار مهم قدرت به شمار میرود؛ چنانکه دانشمندان نیز افسران بزرگ این عامل قدرتاند. آنان باید این توانایی را داشته باشند که با چشم تیزبین خود دور دست را ببینند و بتوانند حیطه و قلمرو حرکت دانش را شناسایی کنند.
n
nواژهشناسی آیندهپژوهی
n
nبرای شناخت هرچه بیشتر مفهوم آیندهپژوهی باید آن را از مفاهیم نزدیک به آن بازشناخت. بازشناسی آیندهشناسی از آیندهپژوهی میتواند در این زمینه مفید باشد.
n
nآیندهشناسی:2 به معنای پیشگویی و غیبگویی آمده است. در آیندهشناسی درصدد شناخت آیندهاند. این شناخت به کمک ابزارهای متفاوتی ممکن است صورت گیرد. گاهی ابزار وحی و الهام است، که پیشگوییهای پیامبران و اوصیای الاهی را شامل میشود، و گاهی از ابزار علوم فراطبیعی استفاده میشود، مانند علم اسطرلاب، کفبینی، و خواب نمایی که افرادی با استفاده از مهارت و ریاضت به آن دست مییابند. در این شیوهها از روشهای شهودی، بهره میبرند.3
n
nآیندهپژوهی:4 به «مطالعات آینده» معنی شده است. آیندهپژوهی که اکنون یک رشته علمی شناخته میشود و در دنیا. مراکز علمی متعددی برای آن تأسیس شده است، میکوشد با استفاده از جمعآوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل آنها و به کارگیری روشهای علمی دریچهای به سوی آینده بگشاید.
n
nبنابراین، آیندهپژوه میکوشد با استفاده از روشهای علمی، شهودی، و تجربی، رویدادهای آینده را شناسایی و کشف کند و سپس با استفاده از روشهای علمی و متناسب با فرهنگ جامعه، در آفرینش آیندههای مطلوب نقش بیافریند. تصویرهایی که آیندهپژوهی دراختیار میگذارد در سه مقوله طبقهبندی میشوند:5 آیندههای ممکن، آیندههای محتمل و آیندة مطلوب.6
n
nتفاوت عمدة آیندهپژوهی و آیندهشناسی در نوع نگرش این دو به ساحت آینده است. آیندهشناس با قاطعیت از آیندهای جزمی و تغییرناپذیر سخن میگوید، اما آیندهپژوه با استناد به اطلاعات موجود، از چند آیندة قطعی، محتمل و ممکن سخن میگوید.بنابراین، آیندهنگری7 با پیشگویی آینده و آیندهشناسی تفاوت اساسی دارد. پیشگویی بر اساس باور عمومی، ناشی از بنیان دانشی و تجربی نیست. در حالی که آیندهنگری با بهرهگیری از مبانی علمی پذیرفته شده شیوههای بهینة دستیابی به واقعیتهای تجربهپذیر در آینده را معرفی میکند.
n
nهمچنین مناسب است بدانیم که بین دو عبارت «آیندهنگری» و «آیندهنگاری»8 تفاوت وجود دارد. آیندهنگری به این معناست که بتوانیم وضعیت آینده را پیشبینی کنیم و بدانیم که در آینده چه اتفاقاتی رخ میدهد، اما «آیندهنگاری» به این معناست که مشخص کنیم از نظر ما چه اتفاقاتی باید در آینده رخ دهد. ضرب المثل معروف فارسی که میگوید «دیگران کاشتن و ما خوردیم و ما بکاریم تا دیگران بخورند» از مصادیق آیندهنگاری است.
n
nپیشینة تاریخی آیندهپژوهی
n
nمطالعات تاریخی و تحلیل حوادث پیشرو، سابقة 2500 ساله دارد. آنگونه که اسناد تاریخی نشان میدهد، اینگونه مطالعات ابتدا در خاورمیانه و چین صورت گرفته است.9 البته تحلیل رویدادها برای کسب آمادگی، برای پذیرش فردا، در گذشتة دور با مطالعات آیندهپژوهی در این روزگار با تحولات عمیق و گستردهای روبهرو بوده است. در گذشته به مدد علم نجوم و رابطة ستارگان و حرکت افلاک حوادث پیشرو را ترسیم میکردند؛ اما امروزه با تحلیل علمی اوضاع و حوادث، در صدد ساختن آینده به گونهای مناسباند.
n
nبخشی از آثار فلاسفه و دانشمندان عهد باستان نیز گویای دغدغة دربارة آینده است؛ از اینرو، به طراحی الگوی «جامعة مطلوب آینده» میپرداختند. آنان بر اساس چارچوب فلسفی خویش و متأثر از اوضاع سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، و اجتماعی زمان خود به طراحی «آرمان شهر» یا «مدینة فاضله» میپرداختند.
n
nادیان الاهی نیز مخاطبان خود را به آینده توجه میدادند. نمونههای فراوانی از این دست در منابع دینی یافت میشود. خواب آشفتة عزیز مصر نمونهای از این دست است که همة دانشمندان زمان خود را فراخواند تا آن را تعبیر کنند. در نهایت با ترسیم آینده به وسیلة حضرت یوسف ـ علی نبینا و آله و علیه السلام ـ سرنوشت مصریان به گونهای مطلوب رقم خورد.10
n
nدر اعصار مختلف تاریخ، مردان بزرگی بودهاند که با بهرهمندی از علم الاهی (وحی و الهام) یا ابزارهای معمولی توانایی ترسیم آینده را داشتهاند. آیندهنگریهایی که از نبی گرامی اسلام(ص)11 و حضرت خضر(ع)12 و حضرت علی(ع)13 و امثال ایشان نقل شده است، با استفاده از منبع علم الاهی بوده است.
n
nاما افراد عادی نیز بودهاند که با در اختیار داشتن دانش و قدرت تحلیل حوادث، آینده را پیشبینی میکردهاند. مورد توجه قرار گرفتن این پیشبینیها میتواند امکانات جامعه را به سوی رسیدن به مطلوب گسیل دارد. راجر بیکن، از دانشمندان قرن دوازدهم، با اجرای تحقیقاتی ادعا میکند رشد دانش بشری به گونهای است که او را قادر میسازد به زودی همانند مرغان در آسمان پرواز کند و اقیانوسها را درنوردند و انسانها به زودی قادر خواهند بود از راه دور با یکدیگر مکالمه کنند و … .14
n
nامروزه نیز شخصیت برجسته و اثرگذار قرن حاضر، حضرت امام خمینی(ره) نیز با داشتن قدرت علمی و معنوی بالا، در نامة تاریخی خود به آقای گورباچف در سال 1367 چنین پیشبینی کردند: «از این پس کمونیسم را باید در موزههای تاریخ سیاسی جهان جستوجو کرد». امام خمینی در همین نامه، ژرفترین تحلیلها را از تحولات جاری شوروی ارائه و از آن به «صدای شکستن استخوانهای کمونیسم» تعبیر کردند. این در حالی بود که اتحاد جماهیر شوروی یکی از دو ابر قدرت مسلط جهانی بود و برخی از سران کشورهای جهان، به اتکای حمایت شوروی به حیات سیاسی خود ادامه میدادند.
n
nبه هر حال، با ذکر این شواهد میتوان دریافت توانایی شناسایی آینده برای انسان ممکن است. انسانهای تیزبین، با استفاده از این موهبت الهی، میتوانند تأثیرات شگرفی در تحولات اجتماعی داشته باشند؛ چنانکه جوامع با پرورش چنین افرادی میتواند تحولات آینده را به نحو مطلوب رقم بزنند.
n
nرشد علمی مطالعات آیندهپژوهی
n
nحدس زدن و پیشگویی آینده امروزه به یک دانش تبدیل شده است؛15 دانشی که با استفاده از ابزارهای علمی و به کارگیری خلاقیت، میتواند فناوریهای جدید را تولید کند، جامعة فرهنگی و علمی شایسته را خلق نماید، و آیندة ایدهآل را در پیشرو قرار دهد.
n
nدانش آیندهپژوهی یکی از ابزارهای مهم و اثرگذار در این عرصه است. اگر اندیشوران فرهنگی و علمی جامعه بتوانند آینده را پیشبینی نمایند، میتوانند جامعه را از گزند حملات دشمن و ناتوی فرهنگی دور کنند؛ چنانکه میتوانند جامعه را بهبود بخشند و تعالی فرهنگی را برای جامعه به ارمغان بیاورند.
n
nمطالعات آیندهپژوهی به شکل علمی و پذیرفته شده در مجامع دانشگاهی، در دهة هفتاد میلادی در کشورهای غربی در کانون توجه قرار گرفت و حتی در سال 1966 نخستین انجمن جهانی آیندهپژوهی تأسیس شد. این مطالعات کمکم به صورت یک رشته علمی، در مراکز آموزشی و پژوهشی پذیرش یافت.
n
nاز اوایل دهة هفتاد میلادی علم آیندهپژوهی به عنوان ابزار سیاستگذاری به طور رسمی در چند کشور محدود به خصوص ژاپن به کار گرفته شد. ولی از اوایل دهة نود میلادی بود که به طور گسترده در کانون توجه بیشتر کشورها قرار گرفت. امروزه نیز با برنامهریزی، در اکثر کشورهای پیشرفته سامان یافته است.16
n
nدر ایران سابقة آیندهپژوهی به برنامههای پنج ساله کشور بر میگردد و سند چشمانداز توسعة کشور در افق 1404 که دو دهة آینده را نشانه گرفته، نخستین سند تفکر راهبردی و آیندهنگارانة ایران است که بر اساس آن، محورهای توسعة کشور در بخشهای مختلف طراحی و تدوین شده است.
n
nدانش آیندهپژوهی در ادامة سیر تکامل برنامهریزی که از دهة چهل میلادی آغاز شده بود متولد گردید. مدیران در برنامهریزی، با استفاده از اطلاعات موجود و تجزیه و تحلیل آنها، اهدافی را برای سازمان ترسیم میکردند و سپس راه دستیابی و ابزارهای رسیدن به اهداف را ارائه میکردند.
n
nاین شیوة حرکت برای سازمانها، در محیطهای پویا و نامطمئن مشکل جدیدی پدید آورد. محیط سازمان آنگونه که انتظار میرفت برای برنامهها و حرکت سازمان مهیا نبود. اصولاً پویایی و دگرگونی لازمة محیط است. به همین دلیل محیط سازمانها برای مدیران قابل مدیریت نبود. از اینرو، مدیران سازمانها با اقتباس از آموزههای نظامی در جنگ جهانی دوم، به خلق مدیریت راهبردی و برنامهریزی راهبردی پرداختند تا بتوانند بر محیط و تغییرات محیطی فائق آیند.17
n
nاندیشة آیندهپژوهی نیز به منظور تکمیل حلقة برنامهریزی طرح شد. در این اندیشه و باور، برنامهریزان خواهان طراحی آیندهاند تا بتوانند اهداف سازمان را در محیط پیشبینی شده مدیریت کنند.18 هر اندازه اندیشة آیندهگرا در ذهن برنامهریزان پر و بال بیشتری بگیرد، گسترة بیشتری از آسمان آینده را در خواهد نوردید و رویدادها و احتمالهای پیشبینی نشدة بیشتری را در قلمرو شناسایی خود در خواهد آورد؛ همانند عقابی که هر چه بیشتر به افقهای دور دست پرواز کند، چشمانداز گستردهتری را از آنچه روی زمین وجود دارد، خواهد دید.
n
nتعریف آیندهپژوهی
n
nآیندهپژوهان از برنامهریزان انتظار دارند به جای آنکه تنها به تغییرات حال یا گذشته توجه کنند، بر احتمالات آینده متمرکز شوند. آیندهپژوهان برای مطالعة این احتمالات متغیرهای گوناگونی را در نظر میگیرند که میتوانند بر آیندة سازمانها تأثیر داشته باشند. تغییرات احتمالی ممکن است از نوع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، فناوری، جمعیتی، و یا زیست محیطی باشند. آیندهپژوهان میتوانند با استفاده از دانش خود نرم افزارهای پیشرفت جامعه را توسعه بدهند و با پیشبینی شرایط تحولی پیشرو، زمینه را برای بهبود ویژگیهای فردی فراهم سازند.19
n
nآیندهپژوهی ابزاری است برای حساس ساختن مدیران سازمانها دربارة موضوعات خارج از سازمان و در حال پیدایش، پیش از آنکه سازمانها مغلوب آن حوادث شوند. در واقع این ابزار، مدیران سازمانها را قادر میسازد که متناسب با نسلهای متفاوت بشری، مسائل مشترک را شناسایی و برنامهسازمان و جامعه را برای رویارویی با آنها آماده کنند.20
n
nآیندهپژوهی دانشی عملگراست؛ یعنی درصدد است که زمینه را برای رفتارهای آتی شناسایی کرده، راهکار ارائه دهد. از اینرو، در میانة دهة نود میلادی، رویکرد انتقادی مطالعات آیندهپژوهی (CFS)21 نضج گرفت. در این دوران مطالعات آیندهپژوهی با سرعت به سمت نظریهپردازیهای ذهنی و فارغ از دنیای عمل پیش میرفت. اما رویکرد انتقادی تحولی جدید در نظریههای آیندهپژوهی را به دنبال داشت. این انتقاد گویای این بود که اقدامات و رفتارهای آیندهپژوهی از مطالعات آیندهپژوهی فاصله گرفته است. این موضوع باعث شد که دگرگونی اساسی در دانش آیندهپژوهی رخ بدهد و این دانش به صحنة عمل بیشتر نزدیک گردد و از فضای کاملاً نظری فاصله بگیرد.22
n
nآیندهپژوهی در عرصههای متعدد زندگی بشر اثرگذار خواهد بود. به بیان دیگر، آیندهپژوهی بر لایههای مختلف زندگی بشر مانند فنآوری، جمعیت، اقتصاد، سیاست، جامعه، فرهنگ، و زیست محیطی تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم میگذارد.بنابراین، آیندهپژوهی شیوهای است که میتواند توانایی مدیران سازمانها را در اثرگذاری بر آینده تخمین بزند؛ چنانکه میتواند زمینهای فراهم آورد که مدیران با پیشبینی وقایع، توانایی خود را در واکنش نشان دادن به فرصتهای در حال پیدایش افزایش دهد.23
n
nآیندهپژوهی انسان با سه پرسش اساسی روبهروست:وقوع کدام آیندهها ممکن است؟ وقوع کدام آیندهها محتمل است؟ وقوع کدام آیندهها مطلوب است؟ (ناظمی
