افزايش «رقم سايه» در نقض مالكيت فكري

nنقد و نظري بر نقض مالكيت معنوي آثار فكري و علمي در ايران
n
nنويسنده: سعيد خراط ها

n

n

n

n

n

n

n

n

n

n

n


————————————-

n
n    پديدآورندگان آثار فكري مي توانند از اثر خود شخصا بهره برداري مالي يا استفاده از حقوق مادي خود را به غير واگذار كنند. اما در ارتباط با حقوق معنوي پديدآورندگان آثار فكري وضعيت به گونه ديگري است، به طوري كه در ماده 3 قانون حمايت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان آمده است: «حقوق معنوي پديدآورنده محدود به زمان و مكان نيست و غير قابل انتقال است.» اين حقوق شامل حق انتشار، حق حرمت نام و حق حرمت اثر است.
n    كسب شهرت در آفرينش آثار فكري نيز، در مفهوم حقوق معنوي نمود يافته است. نقض مالكيت معنوي آثار فكري و علمي در ايران سال هاست كه به مساله تبديل شده و اين پديده در مراكز تجمع فعاليت هاي علمي و فكري مانند دانشگاه ها نمود و شيوع بيشتري داشته است.
n    موج مدرك گرايي، باندبازي، تبارگماري و فساد اداري، نوكيسگي علمي و فكري را در مراكز علمي و آموزشي، خاصه دانشگاه ها رواج داد و با فرو ريختن اخلاق و ريختن قبح استفاده از ابزارهاي نامشروع براي رسيدن به فرصت هاي باد يا تبار آورده، نقض مالكيت آثار فكري و علمي (كه در نمودهايي همان سرقت علمي است) به فرآيندي متداول و روند جاري تبديل شد.
n    
n    نقض مالكيت فكري و علمي در دانشگاه ها و مراكز علمي نمودهاي مختلفي دارد كه در بخش هاي پژوهش، پايان نامه، ترجمه، نشريات علمي و مقالات و غيره تجلي يافته است. يكي از بخش هايي كه بيشترين و گسترده ترين موارد نقض مالكيت فكري و علمي در آن صورت مي گيرد، بخش مربوط به پايان نامه هاي دانشجويي و استحصال مقالات علمي از پايان نامه ها و شيوه عمل غالب نشريات دانشجويي است. در نگاهي و شرحي گذرا: بنابر روندهاي جاري، هر يك از اساتيد براي راهنمايي، مشاوره، داوري و… پايان نامه هاي دانشجويي (بر اساس ضوابط مالي دانشگاه) مبلغي دريافت مي كنند و برداشت معنوي اي نيز به واسطه هدايت و اثربخشي بر پايان نامه هاي دانشجويي از طريق درج در سوابق علمي و همين طور كسب امتياز علمي و ارتقاي رتبه علمي بر اساس آيين نامه ارتقاي علمي اساتيد- مصوب وزارت علوم تحقيقات و فناوري- نصيب استاد مي شود، بنابر اين از اين رو كه حقوق مادي و معنوي اين فعاليت هاي علمي (ضمن انتقادات وارده بر آيين نامه ارتقاي اساتيد و…) براي اساتيد پيش بيني و رعايت شده، پس حقوق مادي و معنوي باقي مانده از پايان نامه، از جمله تهيه مقالات علمي متعلق به دانشجو است.
n    تصرف نخستين دستاورد و اثر علمي (احتمالي) متعلق به دانشجوي جوان، او را از كسب شهرت، رضايت تحصيلي، پاداش اقتصادي بازتوليد خلاقيت و مالكيت بر اثر علمي خود محروم كرده و اين عمل از منظر كلان اجتماعي مانع حضور يك صاحب نظر در جمع صاحب نظران و جلوگيري از تنوع آرا و ايجاد خلاشايستگي علمي در موضوعات علمي مي شود و از اين رو كه شايسته ترين فرد براي طرح مساله و تداوم قلم فرسايي و پژوهش در موضوع پايان نامه، شخص دانشجو است، تصرف اين شايستگي موجب استفاده ابزاري از پايان نامه به عنوان يك فرصت موقتي براي كسب امتياز علمي جهت ارتقاي رتبه برخي اساتيد شده است.
n    
n    بنابراين مالكيت مادي و معنوي پايان نامه دانشجويي و مقالات و مطالب مستخرج از آن متعلق به دانشجو است. البته استثنائاتي در موضوع و نحوه هدايت برخي پايان نامه ها وجود دارد كه بخشي از مالكيت معنوي اين آثار را به اساتيد راهنما و غير، متعلق مي دارد. البته شايسته مقام استاد و معلم آن است كه تمام حقوق، بي دخل و تصرف به دانشجو واگذار شود. در نقض مالكيت معنوي و حتي مادي آثار علمي گلوگاه و گردنه ديگري نيز وجود دارد كه مربوط به روندهاي جاري مجلات علمي است.
n    به طوري كه: قواعد تدوين شده و گاه پنهان شده حاكم بر برخي مجلات علمي (اعم از پژوهشي، ترويجي و…) مبتني بر لزوم تاييد قبول مشاركت تعدادي از اعضاي هيات تحريريه مجله در مقاله علمي ارائه دهندگان مقالات، موجب شده است تا دارندگان مقالات علمي مجبور به صرف نظر كردن از مالكيت مادي و معنوي خود بر اثر علمي خويش شوند و اسامي تعدادي از اعضاي هيات تحريريه مجله را مقدم يا در كنار نام خود به عنوان نويسندگان مقاله ببينيد، چه آنكه اين شرطي است كه مسوولان مجله براي چاپ مقالات علمي- پژوهشي افراد خارج از هيات تحريريه مي گذارند.
n    در نگاه به جامعه علمي و ملاك هاي ارزيابي علمي و مفاد آيين نامه ارتقاي علمي درمي يابيم كه چاپ مقالات علمي- پژوهشي در مجلات تاييدشده توسط وزارت علوم «يا دانشگاه آزاد» موجب اعتباربخشي و شهرت نويسندگان مقالات خواهد شد، بنابراين در خلاقوانين مربوط به حقوق مادي و معنوي مالكان آثار فكري و علمي، آثار محققان و دانشجوياني توسط اعضاي هيات تحريريه برخي مجلات علمي تصرف مي شود.
n    درج اسامي افرادي كه در خلق اثر فكري و مالكيت مادي و معنوي آن سهمي نداشته اند و الحاق نام آنها بر اين آثار فكري، تنها بر اثر تحميل قوانين و قواعد ناعادلانه مجلات بر مالكان آثار فكري و علمي، امري است كه خارج از اخلاق علمي مي نمايد. چرا كه مطالعه يك اثر فكري و تاييد آن حق مالكيتي براي فرد مطالعه كننده ايجاد نمي كند. بديهي است كه امتيازاتي كه به واسطه نام گماري اجباري بر مقالات علمي در مجلات نصيب اعضاي هيات تحريريه يا وابستگان به مجله مي شود، از اعتبار ساقط است و استيفاي اين حقوق براي جامعه علمي به مثابه يك انقلاب علمي است.
n    ظهور و شيوع اين پديده به بروز دانشمندان و اساتيدي منجر مي شود كه امتيازات علمي آنها حاصل غصب و تصرف آثار فكري ديگران است و البته اين اساتيد و دانشمندان در هيچ مجمع علمي ملي و بين المللي مدافع واقعي منافع ملي و علمي نخواهند بود و انتظاري نيز در دفاع از شان علم و عالم در ايران از آنها نخواهد بود. چرا كه در فرآيند تصرف آثار علمي، نام و جايگاه محقق مربوطه حذف شده يا به حاشيه رانده مي شود، بنابراين كرسي هاي علمي از حضور محققان و مالكان اصلي آثار فكري تهي خواهد شد.
n    
n    در مثال مربوط به نقض حقوق مالكان آثار فكري در پايان نامه ها، مقالات علمي و نمونه هاي نقض اين حقوق در مجلات علمي كه شرح آن در پيش آمد، مشاهده مي شود كه با وجود نقض گسترده حقوق مالكان آثار فكري و علمي در سطح جامعه، به ندرت شكايتي در اين ارتباط در دادگاه ها و مراجع صالحه مطرح مي شود، در حالي كه شرايط رنج آور حاصل از سرقت علمي و تجاوز به حقوق قربانيان در بعضي از محافل علمي، پژوهشي و دانشگاهي مطرح است و بسيارند كساني كه از غصب شدن اثر فكري خود توسط ديگران همواره در رنجند و طي سال هاي متمادي از اين رخداد به عنوان واقعه يي تلخ كه ضربه روحي- رواني حاصل از آن موجب سلب انگيزه هاي علمي آنها نيز شده است، ياد مي كنند.
n    شرايط مذكور گواه وجود «رقم سياه جرم» در اين حوزه است، چراكه قربانيان اين جرم به دلايل مختلفي از جمله: حفظ حرمت ها، حفظ آبروي علمي استاد…، از دست دادن فرصت حداقلي براي اخذ نمره يا چاپ مقاله، و ضرورت و اضطرار در پذيرش قواعد تحميلي، ناآشنايي با حقوق و نبود زمينه هاي تعقيب قضايي، از طرح شكايت در محافل قانوني صرف نظر مي كنند.
n    يكي از عوامل كليدي در موفقيت اجراي قوانين مربوط به حمايت از حقوق پديدآورندگان آثار فكري و علمي وجود دركي جامع و فراگير نسبت به اين حقوق و اهميت آن به عنوان يك ارزش فرهنگي و ابزاري جهت دستيابي به توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است. البته مطلوب و ايده آل آن است كه طي فرآيندي منطقي، حقوق مالكان اصلي آثار فكري به آنها بازگردانده شود ولي توجه به لزوم آگاهي عمومي نسبت به اين حقوق و فراگير سازي رعايت حقوق همگان در اين حوزه، اجرايي و واقعي تر مي نمايد: ورود به فرآيند اطلاع رساني و آگاهي بخشي اي كه سرآغازي بر تصحيح روندها و رفتارها در احترام به حق مالكيت مادي و معنوي آثار فكري و علمي و… باشد.
n    
n    در اين راستا و در شرايط فعلي به نظر مي رسد كه مسووليت و توقعات اجتماعي براي اصلاح اين روندها بيشتر متوجه گروه هاي درگير و متعامل با اين موضوع مثل دانشجويان و اهل علم و قلم باشد. در آخر اينكه: نقش مطبوعات و رسانه ها در ارتقاي آگاهي عمومي و تجميع نظرات كارشناسان در ارتباط با مالكيت معنوي بسيار حياتي است.
n    
n    *ستاد دانشگاه
n    
n    
n    
n روزنامه اعتماد، شماره 2406 به تاريخ 8/3/91، صفحه 9 (دانشگاه)

یک دیدگاه بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی نشان گذاری شده اند *