فرمول اقتصاد مقاومتي؛ تبديل علم به فناوري

n

n

nبررسي مولفه‌هاي اقتصاد مقاومتي در گفت و گو با حجت الاسلام مصباحي مقدم

n

n

nگرچه يک ساعت پرسش و پاسخ دردفتر کار دکتر مصباحي مقدم در دانشگاه امام صادق (ع) ريشه اقتصادي دارد اما در ابتدا به مباحث آموزشي کشيده مي‌شود که دليل آن ساختار خاصي است که رئيس کميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي براي شکل گيري اقتصاد مقاومتي در کشور مطرح مي‌کند و يکي از پايه‌هاي آن را در گسترش شرکت‌هاي دانش بنيان مي‌داند. از همين جاست که مباحث مربوط به تغيير در سيستم آموزشي و توجه ويژه به


————————————-

nامر پژوهش و برخي از گلايه‌هاي پژوهشگران در اين ارتباط نيز ناخواسته جاي خود را در مصاحبه باز مي‌کند اما در ادامه بحث‌هاي داغ اقتصادي درباره چگونگي کاهش وابستگي بودجه به درآمدهاي نفتي، حذف دلار از معادلات مربوط به تجارت خارجي کشور و منبعي براي تامين مالي بودجه مطرح مي‌شود. کاهش واردات و مديريت آن ،تعيين نرخ جديد براي ارز مرجع در بورس و ترميم بودجه با درآمدها از ديگر مولفه‌هاي مورد بحث براي شکل گيري اقتصاد مقاومتي در بحث ماست که استاد دانشگاه امام صادق (ع) درباره آن تاکيدات ويژه‌اي دارد.

n

n

nلطفا درباره مولفه‌هاي اقتصاد مقاومتي توضيح دهيد؟

n

nاقتصاد مقاومتي، اقتصادي است که درشرايط فشار و هجوم دشمن به يک کشور و ملت معني پيدا مي‌کند. وقتي سخن از اقتصاد مقاومتي به ميان مي‌آيد معنا و مفهومش اين است که بايد در منابع و مصارف تجديد نظري کرد يعني منابع، منابع قبلي نيست پس مصارف نمي تواند همان مصارف معمول و متعارف باشد و براي مقاومت بايد بنيان‌هايي را که در ايجاد مقاومت تاثير گذارند تقويت کرد. ما درآمد نفتمان کاهش پيدا کرده است و بايد واردات خودمان را محدود کنيم و انقباضي رفتار کنيم و براي محدوديت واردات بايد جايگزين واردات داشته باشيم. مثلا در بخش تامين مواد اوليه براي توليدات دامي و دان مرغ و … بايد به توليدات داخلي اتکا کنيم پس بايد در بخش کشاورزي دست به توليد مواد اوليه‌اي بزنيم که در دامداري و مرغداري هايمان به آن نياز داريم و خودمان را از وابستگي به آن‌ها بي نياز کنيم. واردات کالاهاي لوکس و پيش پا افتاده مثل وسايل بازي کودکان،اسباب بازي و واردات ميوه در شرايطي که توليدات داخلي مان دارد صادر مي‌شود و مازاد توليد داريم و امثال اين‌ها حتما بايد متوقف شود‌. در چنين شرايطي بايد نقاط آسيبمان را شناسايي و بازسازي و ترميم کنيم و روبياوريم به سمت اقتصادي که بنيان تازه‌اي را براي کشور مي‌گذارد که در ادبيات امروز به عنوان اقتصاد دانش بنيان شناخته مي‌شود.

n

nاقتصاد دانش بنيان چيست؟

n

nاقتصاد دانش بنيان اقتصادي است که صرفا به حجم توليد نگاه نمي کند و به کميت توليد نظر ندارد بلکه به اين که توليدات در اثر چه مباني شکل گرفته نظر دارد چون ممکن است در يک برهه‌اي حجم توليد در کشوري به دلايلي افزايش پيدا کند ولي مبتني بر دانش اقتصادي مناسب آن عرصه نباشد.

n

nيعني به دليل عواملي ديگر توليد رشد کند؟

n

nبله مثل فروش نفت که مثال روشني است. برخي از کشورهاي نفتي توليد ندارند و از محل فروش نفت 80 تا 90 درصد نيازهاي داخلي شان را با واردات تامين مي‌کنند يا حتي اگر توليداتي در داخل داشته باشند توليدات مبتني بر دانش بومي داخلي نيست. ايران کشوري است که از نظر رشد علمي جايگاه خوبي پيدا کرده است و به يکباره از رتبه بيستم توليد علم در دنيا به رتبه شانزدهم ارتقا پيدا کرده است که خبري عالي و يک بمب خبري است.

n

nبر چه اساسي اين خبر را بيان مي‌فرماييد؟

n

nبر اساس همان رده بندي علمي که به صورت بين المللي اعلام و ابلاغ مي‌شود و از طرف ما نيست، بر اساس تعداد مقالات و فعاليت‌هاي علمي است که معمولا در يک کشور وجود دارد. آنچه که در رده بندي‌هاي علمي بين المللي مشخص مي‌شود فعلا همان جايگاه علمي است نه جايگاه فناوري، دراين زمينه ضعيف نيستيم ولي هنوز جايگاه شايسته مان را احراز نکرده ايم. تبديل علم به فناوري به معناي آن است که دانش بايد مبدل شود به فناوري که منشا تغيير و تحول درآن زمينه توليدي است مثل فناوري‌هاي هسته اي، نانو تکنولوژي، هوافضا و توليد دارو و … که در اين عرصه‌ها نيز ما وارد شده ايم و موفقيت‌هاي خوبي را هم کسب کرده ايم‌. مرحله بعدي اين است که اين فناوري‌ها بايد تبديل به توليد کالا شود.

n

nآيا براي اين کار نياز به تغيير در سيستم آموزشي داخلي کشور متناسب با تجاري سازي علم و فناوري و استفاده از شرکت‌هاي دانش بنيان نيست؟

n

nحتما نيازمند به تغييراتي در سيستم آموزشي خودمان هستيم تا براي استفاده از دانشجويان خارج از کشور ظرفيت سازي کنيم که اگر چنين اتفاقي بيفتد احساس تعلق خاطر به اين کشور و ملت مي‌کنند و علاقه مند به حفظ روابطشان با ما خواهند بود و اين‌ها کساني هستند که جايگاه ايران را هم درعرصه بين المللي ارتقا خواهند بخشيد.

n

nبا توجه به اين مباحث درعرصه حمايت از پژوهش درچه جايگاهي قرار داريم؟ آيا آن حمايت‌هاي واقعي که بايد از پژوهشگر در کشور شود، وجود دارد؟

n

nالان متاسفانه گلايه‌هاي شديدي در اين زمينه در مراکز پژوهشي داريم. در پژوهشگاه هايمان يا مراکز دانشگاهي که کار پژوهشي مي‌کنند مثل دانشگاه‌هاي علم و صنعت، صنعتي شريف و اميرکبير‌، پژوهشگاه پليمر و ديگر پژوهشگاه‌هايي که در کشور داريم، گلايه‌ها زياد است که به آن‌ها رسيدگي نمي شود. من تصور مي‌کنم که بايد حمايت از آن‌ها را تسهيل کرد. به تازگي با خانم دکتر سلطانخواه‌، معاون علمي و فناوري رئيس جمهور گفت وگويي داشتم و گفتم که خوب است براي مراکز پژوهشي يک اعتبار بگذاريد و بگوييد که اگر پروژهايتان را در فلان سقف اعتباري براي ما بياوريد؛ ما بررسي مي‌کنيم و اگر تصويب کرديم درقالب آن اعتبار مي‌توانيد اجرا کنيد.

n

nبا عنايت به سمتي که جنابعالي به عنوان رئيس کميسيون برنامه و بودجه در مجلس داريد‌، فکر مي‌کنيد که نهاد قانونگذاري کشور در شکل گيري اقتصاد مقاومتي چه بايد بکند و چه کرده است؟

n

nمجلس دو وظيفه روشن دارد يکي قانونگذاري و ديگري نظارت بر حسن اجرا، دروظيفه قانونگذاري تصور مي‌کنم که مجلس کوتاهي نکرده است. برنامه پنجم را اگر نگاه کنيد‌، پيش بيني راه اندازي 20 هزار شرکت دانش بنيان تا پايان برنامه شده است.الان خبرها حکايت از آن دارد که بيش از هزار شرکت دانش بنيان داريم‌. براي همين هم منابعي درنظر گرفته است. مثل نيم درصد از GDP يا همان توليد ناخالص داخلي که اشاره کردم. GDP ما مدام دارد رشد مي‌کند که هم مقدار خالص اين افزايش‌ها بالا مي‌رود و هم نرخش افزايش پيدا مي‌کند که نيم درصد سالانه افزايش مي‌يابد.حتي در قانون حمايت از حداکثر توان داخلي که تصويب کرديم دنبال آن بوديم که براي شرکت‌هاي دانش بنيان و فعاليت‌هاي پژوهشي که منتج به شرکت‌هاي دانش بنيان و تجاري سازي محصولات آن‌ها مي‌شود، اولويت داده شود. کميسيون‌هاي مجلس بايد دائم به مراکز پژوهشي سرکشي کنند و کسب اطلاع از وضعيت و موانع سر راه آن‌ها داشته باشند و براي حل مشکلاتشان کمک کنند و از دولت بخواهند که حمايت‌هاي لازم از اين بخش را داشته باشد تا به سرعت رشد کند. اگر چنين اتفاقي بيفتد اقتصاد مقاومتي به معناي واقعي اش شکل گرفته است يعني آن فشاري که غربي‌ها وارد کردند که ما را در انزواي اقتصادي قرار دهند نتيجه اش استفاده از اين فشار به صورت فرصت است و اين که هرچه به ما نمي دهند در داخل توليد مي‌کنيم. مثلا در بخش نفت و گاز واقعا اين فشارها نعمت شده است. قطعات حساس مورد نياز نفت و گاز که فقط از يک جا وارد مي‌شد در داخل دارد شبيه سازي مي‌شود و مهندسي معکوس صورت مي‌گيرد.

n

nحالا که بحث به اينجا کشيد فکر مي‌کنم يکي از مولفه‌هاي مهم اقتصاد مقاومتي اين است که ارز رايج دنيا را که ارز کشور آمريکاست بتوان حذف کرد، لااقل در معادلات تجارت خارجي خودمان، مثلا به سمت تهاتر کالا يا استفاده از ديگر ارزها وکارهاي ديگر برويم. در اين زمينه چه برنامه ريزي‌هايي وجود دارد؟

n

nحتما مي‌دانيد که از چند سال پيش ايران تغيير ترکيب ذخاير ارزي خودش را از دلار به غيردلار دنبال کرده است. خاطرم هست که در سال 86 بود که بانک مرکزي ترکيب ذخاير ارزي خود را از 60 درصد دلار به 40 درصد تبديل کرد و به سمت ديگر ارزها رفت و وزارت نفت ما نيز به سمت حذف ارز از مبادلات نفت از طريق اوپک رفت. در اوپک طرح مسئله شد که با مخالفت عربستاني رو به رو شديم که نزديک به 50 درصد نفت اوپک را تامين مي‌کند و آنجا به نتيجه نرسيد. ما با چنين مسائلي در عرصه بين المللي مواجه هستيم و نفت در دنيا با دلار مبادله مي‌شود. به دنبال فشاري که بر فروش نفت ايران وارد شد؛ ايران اقدام به تغيير ارزهاي مورد نياز خودش در مبادلات نفتي و قراردادهايي که دارد، کرده است.

n

nدر تنظيم بودجه چطور؟ يعني براي حذف دلار به عنوان يک منبع تامين مالي بودجه چه رويکردي وجود دارد؟

n

nببينيد! دلار به عنوان ارز مرجع در بودجه ما جنبه حسابداري دارد نه واقعي، اگر مي‌گوييم که سال 1391، 51 ميليارد و 400 ميليون دلار ارز از فروش نفت به بودجه عمومي تخصيص داده مي‌شود معنايش اين نيست که دقيقا اين رقم به دلار برداشت مي‌شود، آنچه که درحقيقت وجود دارد ترکيبي از ارزهاست منتها از جنبه حسابداري چون ارزي که در محاسبات بين المللي الان مبنا قراردارد، دلار است، بر اين اساس چنين مسئله‌اي مطرح مي‌شود. حتي نرخ ارز مرجع 1226 تومان از باب اين که دلار به عنوان يک مبناي محاسباتي بين المللي است، مطرح مي‌شود و معنايش اين نيست که بيشترين ارزي که توسط بانک مرکزي تزريق مي‌شود يا در بازار مبادله مي‌شود، همچنان دلار است. نه، يک تغييراتي رخ داده است.

n

nبراي اين که بودجه را ترميم کنيم و از وابستگي به اين درآمدها رهايي يابيم چه بايد کرد؟

n

nبهترين راه براي ترميم بودجه اتکاي به ديگر درآمدهاست، مهم ترين درآمدي که مي‌توانيم به آن تکيه کنيم درآمد مالياتي است. يک درآمد نيز که به عنوان ديگر درآمدها مطرح است، درآمد ناشي از فروش ارز توسط بانک مرکزي براي تامين مالي بودجه عمومي است همين 51 ميليارد دلاري که گفتيم مفروضش اين است که از راه فروش ارز توسط بانک مرکزي و جمع آوري ريال آن؛ منابع مالي دولت براي هزينه کرد عمومي تامينمي‌شود البته با اصلاحي که در قيمت ارز اتفاق مي‌افتد درآمد بيشتري را دولت از ناحيه فروش ارز به دست مي‌آورد.

n

nاين اصلاح قرار است اتفاق بيفتد؟ آيا نرخ مرجع تغيير مي‌کند؟

n

nبله، اين اصلاح قرار است اتفاق بيفتد. نرخ مرجع سرجاي خودش است که براي کالاهاي اساسي و دارو استفاده مي‌شود ولي تامين ارز براي ديگر ال‌سي‌ها از طريق نرخي است که در اتاق مبادلات ارزي عرضه مي‌شود. اين يک مابه التفاوت دارد، اين مابه التفاوت موجب درآمد بيشتري خواهد بود که دولت از اين راه به دست مي‌آورد و بخشي از کسر بودجه‌اي که دراثر کاهش فروش نفت به وجود مي‌آيد از اين طريق قابل جبران است.اين نقد ترين درآمدي است که دولت خواهد داشت و روزانه است.

n

nآيا اتخاذ اين روش به تورم دامن نمي‌زند؟

n

nسوال خوبي کرديد. اتفاقي که در واقعيت بازار رخ داده اين است که در سه ماهه اول امسال بالاي 17 ميليارد دلار از سوي بانک مرکزي ارز به بازار به نرخ 1226 تومان داده شده است ولي هيچ کالايي در بازار با اين نرخ عرضه نمي شود. به عبارت ديگر وارد کنندگان کالا و مواد اوليه وارداتشان را بر اساس 1226 تومان تامين کرده‌اند و گمرک هم بر اساس 1226 تومان از آن‌ها حقوق ورودي گرفته است، يعني کف هزينه‌ها ولي وقتي که قيمت کالايشان در بازار را نگاه مي‌کنيد بر اساس دلار 2600تومان است.يعني به جايي که خزانه اين درآمد را به دست بياورد واسطه‌ها و خود وارد کننده اين درآمد را به دست آورده‌اند. آن آقايي که کنجاله سويا را با ارز 1226 تومان و به صورت انحصاري وارد کرد، کنجاله را به قيمت ارز 2600 تومان به بازار عرضه کرد يعني کيلويي 2600 تومان چون کيلويي يک دلار بود.

n

nآقاي دکتر! با نرخ ارز در اقتصاد مقاومتي چه بايد کرد؟ چه مولفه‌هايي بايد تعيين کننده نرخ ارز باشد؟

n

nمولفه تعيين کننده، عرضه و تقاضا است منتها تقاضا را مي‌توان مديريت کرد. ما نمي خواهيم درچنين شرايطي کالاهاي لوکس يا توليد داخل وارد شود.چندي پيش صداوسيما گزارشي درباره توليد کفش در ايران داشت که نشان مي‌داد حجم توليد کفش چرمي در ايران چقدر بالاست و جايگاه صادراتي دارد خوب پس بايد از اين توليد در داخل حمايت شود و از واردات کفش با قيمت‌هاي بسيار نازل چيني جلوگيري شود همين طور بايد واردات پوشاک و البسه کنترل شود. يکي از مولفه‌هاي اقتصاد مقاومتي همين است که ما کاري کنيم که توليدات در داخل افزايش پيدا کند و جايگزين واردات شود. البته با بالا رفتن نرخ ارز نيز براي توليد کننده داخلي به صرفه خواهد بود که توليدات خود را به بازار عرضه و مشتري پيدا کند و اگر ثبت سفارش‌ها و حقوق ورودي به گونه‌اي تنظيم شود که آنچه در داخل کمبود توليد داريم‌، وارد شود، حمايت جدي از توليد داخلي خواهد بود و اقتصاد مقاومتي را شکل مي‌دهد.

n

nکميسيون برنامه و بودجه براي شکل گيري اقتصاد مقاومتي و تغييرات در ساختار بودجه به ويژه در سال جاري چه برنامه‌اي دارد؟

n

nبراي سال جاري جلساتي را با معاونت برنامه ريزي راهبردي رئيس جمهور داشته ام و خواهيم داشت. کميته‌هايي را تشکيل داده ايم از جمله کميته امور عمومي که وظيفه اش همين است و جلسه مي‌گذارد تا اولويت‌هايي که از طرف دولت مد نظر است بررسي کند و درصورتي که نيازي به تصميم گيري باشد به صورت لايحه از طرف دولت يا طرح از طرف مجلس دنبال مي‌شود. براي سال آينده پيش بيني اين است که با توجه به ضرورت کاهش اتکاي بودجه به نفت بايد بودجه سال آينده را بودجه مقاومتي قرار دهيم‌. بودجه‌اي که اتکاي به نفت را به شدت کاهش دهد و به حداقل برساند اين را ما يک فرصت تلقي مي‌کنيم و معنايش اين است که روي ديگر درآمدها تکيه کنيم.

n

nدرخصوص ديگر درآمدها در بودجه بجز ماليات از چه درآمدهاي ديگري مي‌توان نام برد؟

n

nمثلا درآمدهاي ناشي از قيمت ارز و خدماتي که دولت ارائه مي‌کند و در مقابل آن درآمدهايي دارد مثل هزينه خروج از کشور، گذرنامه، معافيت سربازي، عوارض و…. که به اين‌ها در مجموع ديگر درآمدها مي‌گوييم.

n

nفکر نمي کنيد که صادرات برق عرصه جالبي براي درآمدزايي در بودجه باشد چون چند کشور همسايه ما مثل عراق و افغانستان و حتي آسياي ميانه و قفقاز همه نياز به برق دارند و از طرفي همين نفت توليد داخل را مي‌توانيم در نيروگاه هايمان به برق تبديل کنيم و با ارزش افزوده بيشتر بفروشيم؟

n

nالبته‌، به اين کشورها به تازگي سوريه و لبنان را نيز اضافه کنيد….ما سال گذشته 4 ميليارد دلار از صادرات برق درآمد داشتيم‌. مي‌شود روي اين عرصه برنامه ريزي کرد و به شدت آن را گسترش داد.

n

nيک بحث ديگر درباره هدفمند کردن يارانه هاست، با توجه به شرايط جديد تکليف اجراي هدفمند کردن يارانه‌ها چه مي‌شود؟

n

nهدفمند کردن يارانه‌ها درشرايطي بايد پياده شود که يک آرامش عمومي هم از بعد اجتماعي و سياسي و هم از بعد نوسان قيمت‌ها و مسئله تورم در جامعه وجود داشته باشد و تورم رو به نزول باشد اگر تورم صعودي باشد و ما مرحله دوم هدفمندي يارانه‌ها را دنبال کنيم خطر تشديد تورم وجود خواهد داشت. الان شرايط مساعد نيست و اميدوارم که در نيمه دوم سال، شاهد بهبود اين گونه شرايط باشيم، اگر بوديم قانون قابليت اجرا پيدا مي‌کند. البته بايد يک تغيير رويکرد در دولت به وجود بيايد و اين طور نباشد که دولت بخواهد بخش اعظم يارانه‌ها را به صورت نقدي توزيع کند. اين در مرحله اول با مشکل روبه رو شد. همين الان که ادامه مرحله اول دارد اجرايي مي‌شود پرداخت‌هاي نقدي به خانواده‌ها افزون بر درآمد ناشي از اصلاح کل حامل‌هاي انرژي است و کسري بودجه بزرگي روي دست ما گذاشته است.

n

nکسري بودجه چقدراست؟

n

nراي سال جاري تا آخرسال حدود 12 هزار ميليارد تومان است.

n

nسال گذشته استقراض‌هايي از بانک مرکزي براي اجراي هدفمندي صورت گرفت‌، آيا جبران شد؟

n

nاندکي جبران شد.2800 ميليارد تومان از 9 هزار ميليارد تومان تامين شد البته گفته‌اند از محلي غير از خود يارانه‌ها و از ديگر منابعي که دولت در اختيار داشت تامين شد. امسال هم همين مسئله را داريم ادامه مي‌دهيم چون دولت دارد يارانه‌هاي بيشتري را به مردم اختصاص مي‌دهد.آن هم به همه دهک‌هاي جامعه درحالي که ضرورتي ندارد که به ويژه در شرايط کاهش درآمدهاي عمومي دولت، همه دهک‌هاي جامعه يارانه بگير باشند. لذا يک اصلاح رويکرد نياز داريم مثلا يارانه‌ها را به 4 يا 5 دهک اختصاص دهيم.

n

nآيا با توجه به تاکيدات رهبري درباره اقتصاد مقاومتي نيازي به بازنگري در برنامه پنجم هست؟

n

nتصور مي‌کنم که برنامه از کفايت لازم براي تامين اين هدف و مطالبه برخوردار است.تا اينجا ضرورتي نمي بينيم که برنامه بازنگري شود چون برنامه به صورت کلان و 5 ساله ديده شده است و اهداف آن نيز در سقف 5 سال به طول مي‌انجامد و مي‌تواند درزمان کوتاهتري نيز اجرايي شود.وقتي اقتصاد مقاومتي را دنبال مي‌کنيم يعني اهداف برنامه حتي در زمان کوتاه تري هم قابليت اجرا دارد.

n

n

nچندي پيش با يکي از فعالان اقتصادي مصاحبه‌اي مي‌کردم و درباره نقش بخش خصوصي در تحقق اقتصاد مقاومتي پرسيدم‌، ايشان گفتند که بخش خصوصي نقش چنداني ندارد چون روي سخن رهبري بيشتر با قواي سه گانه است و اختيارات لازم درباره تغييرات در بودجه و رفتن به سمت درآمدهاي غيرنفتي و غيره دردست دولت و ديگر قوا است، آيا اين گفته را تاييد مي‌کنيد؟

n

nتصور مي‌کنم که برداشت درستي نداشته‌اند. رهبري تاکيد بليغي روي فعاليت‌هاي بخش خصوصي و واگذاري کارها به بخش غيردولتي داشته‌اند. درهمين نشست اخيري که داشتيم ازجمله نشست بنگاه‌هاي اقتصادي و شرکت‌هاي دانش بنيان که اشاره شد، همين شرکت‌هاي دانش بنيان غيردولتي هستند. تاکيدي که ايشان بر تقويت اين شرکت‌ها و بخش خصوصي دارند و اين که دولت بنا را بر سياستگذاري و هدايت و حمايت قرار دهد و به فعاليت‌هاي بخش خصوصي ورود نکند و فعاليت‌هاي اقتصادي توسط بخش خصوصي انجام گيرد. اين‌ها جزو تاکيدات بسيار رسا و روشن رهبري است. اتفاقا بخش خصوصي کمک بسيار بزرگي به اقتصاد مقاومتي مي‌تواند انجام دهد.

n

nچگونه؟

n

nبخش خصوصي محدوديتي براي مبادلات تجاري با خارج ندارد و مي‌تواند با بنگاه‌هاي مشابه در خارج ارتباط برقرار کند و اين طور نيست که تحت تعقيب دستگاه‌هاي نظارت کننده تحريم کننده باشند و اگر قرار گيرند نيز راحت مي‌توانند از نظارتشان فرار کنند و در توليد داخلي هم مي‌توانند به رفع نيازهايي که ما را وابسته کرده است، جهت بدهند و کاري کنند که ما را مستغني کنند.اتفاقا يکي از فعالان اتاق بازرگاني در نشستي که اوايل ماه رمضان داشتند سرپا ايستاد و گفت که ما را از تحريم‌ها نترسانيد، ما از تحريم‌هاي داخلي نگرانيم. منتظر بمايند تا ببينيد که ما چگونه اين تحريم‌ها را پشت سر خواهيم گذاشت.پس اين طور نيست که بگوييم بخش خصوصي دراقتصاد مقاومتي نقش ندارد. نقش اول را بخش خصوصي دارد. بخش خصوصي خيلي خوب مي‌تواند نيازها را شناسايي کند و با استفاده از امکانات داخلي و تامين فناوري و مواد اوليه از خارج به راحتي اين مسير را پشت سر بگذارد.

‘, 1, 20, ‘2012-11-18 18:26:54’, 750, ‘

یک دیدگاه بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی نشان گذاری شده اند *